فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨ - منشأ شرک
ما در ابتدای کتاب علل گرایش به مادّیگری این مسئله را طرح کردهایم، نوشتهایم این که ما میگوییم «علل گرایش به مادیگری» نقطه مقابل نظریه دیگران است. دیگران میگویند علل گرایشهای مذهبی چیست؟ یعنی آنها حالت طبیعی انسان را بیمذهبی میدانند، بعد درباره اینکه چرا انسان به مذهب گرایش پیدا کرده دنبال یک علت عارضی میگردند. ما برعکس، حالت طبیعی انسان را گرایش مذهبی و توحیدی میدانیم، حالت شرک و لامذهبی و حالت ضدمذهبی را یک امر عارضی میدانیم و لهذا برای این دنبال علت میرویم، برای آن دیگر علت نمیخواهیم زیرا حالت طبیعی است. مثل این است که کسی بگوید علل گرایش انسانها به تشکیل خانواده چیست؟ این دیگر علت اجتماعی نمیخواهد، علت طبیعی دارد، یعنی همان جهازات خلقت انسانها کافی است که انسانها را به تشکیل خانواده سوق بدهد؛ همینطور که در حیوانات، کسی نمیآید دنبال یک علت بیرونی و خارجی بگردد که چرا مثلًا کبوترها با یکدیگر جفت میشوند؟
این «چرا» ندارد، در خلقت آنهاست.
آنوقت از نظر ما توحید نیاز به توجیه ندارد ولی شرک نیاز به توجیه دارد. وقتی که توجیه توحید توجیه فطری بود، توجیه شرک باید عارضی باشد یعنی عاملی [هست] که انسان را از مجرای اصلی منحرف کرده است. اینجاست که میگوییم مثلًا جهل یا اغفال سبب شرک است. و لهذا در احادیث وارد شده که شرک زاییده توحید است. بر خلاف نظریههایی که میگویند انسان ابتدا مشرکانه پرستش دارد بعد تکامل پیدا میکند و به یگانه پرستی میرسد، در آثار مذهبی وارد شده که انسانها از اول همیشه موحد بودهاند، شرک یک انحرافی است از توحید. چگونه؟ در اثر پارهای اغفالها که پیدا میشود. مثلًا در حدیثی آمده است که اولین بار که شرک در دنیا پیدا شد چنین بود که پیغمبری در میان مردم مبعوث شد و مردم موحد بودند و فوق العاده به این پیغمبر علاقه و ارادت میورزیدند، بعد او از میان مردم رفت. مردم بیتابی میکردند. شیطان در میان اینها پیدا شد و گفت من یک هنری بلدم، هنر مجسمه سازی. میتوانم مجسمه او را عیناً برای شما بسازم که لااقل با دیدن شکل و مجسمهاش خوش باشید. گفتند کار خیلی خوبی است. رفت و عیناً مانند او ساخت. آنگاه آن را در محلی قرار دادند. مردم هر روز به آنجا میرفتند و با دیدن همان مجسمه او دلشان خوش بود. [شیطان] کم کم این فکر و این وسوسه را در اینها ایجاد کرد که روح او که به دنیای دیگری رفته یک تعلقی به این بدن خودش دارد، بالاخره هرچه باشد این بدن بدن اوست، اگر میخواهید با روح او تماس بگیرید بروید در