فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦ - قرآن به دو مذهب قائل است
بنابراین روی این نظریه قرآنی، خاستگاه خود مذهب نه تنها مادی نیست، اصلًا اجتماعی هم نیست، ماورائی است. فردی هم نیست، اصلًا انسانی نیست، ماورائی است. یک انسان نبی تجلیگاه مذهب است نه خلّاق مذهب، نقطهای است در جامعه که نور مذهب به وسیله این نقطه بر جامعه میتابد.
و اما گرایشهای مذهبی. گرایشهای مذهبی هم ریشه اجتماعی ندارد، چه رسد که در ریشه اجتماعی برویم سراغ اینکه بگوییم ریشه مادی دارد، بعد هم بگوییم که آیا ریشه آن طبقه حاکم است یا طبقه محکوم است یا هردو، هم طبقه حاکم و هم طبقه محکوم.
قرآن به دو مذهب قائل است
در عین حال عرض کردیم که قرآن بهطور مسلّم به دو مذهب قائل است، میگوید دو مذهب میتواند وجود داشته باشد. سوره قُلْ یا ایهَا الْکافِرونَ همین است: قُلْ یا ایهَا الْکافِرونَ. لا اعْبُدُ ما تَعْبُدونَ. آنچه شما میپرستید من نمیپرستم. شما پرستشی دارید (آن هم خودش دین است) من هم پرستشی دارم. وَ لا انْتُمْ عابِدونَ ما اعْبُدُ. وَ لا انَا عابِدٌ ما عَبَدْتُمْ. نه شما حاضرید آنچه که من میپرستم بپرستید و نه من حاضرم آنچه که شما میپرستید بپرستم. باز مطلب را تکرار میکند: وَ لا انْتُمْ عابِدونَ ما اعْبُدُ. در آخر میفرماید: لَکمْ دینُکمْ وَ لِی دینِ [١]. دین شما مال شما، دین من هم مال خودم.
این نشان میدهد که قرآن دو دین را- که یکی همان مذهب شرک باشد- پذیرفته است. اصلًا پیغمبر که میآید و میگوید: قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا خود این جمله نشان میدهد که وارد یک جامعه مذهبی شده است، منتها جامعه مذهبیای که مذهبش مذهب شرک است. آمده برای تبدیل کردن مذهب شرک به مذهب توحید. و یا قرآن در آیاتی از جمله آیه سوره غافر از زبان فرعون نقل میکند که فرعون وقتی میخواست مردم را علیه موسی بشوراند، به دین مردم متمسک شد، گفت این شخص برای دینتان خطرناک است، دشمن دین شماست. هم به جنبه دینی و هم به جنبه مادی تمسک کرد، گفت: انّی اخافُ انْ یبَدِّلَ دینَکمْ اوْ انْ یظْهِرَ فِی الْارْضِ الْفَسادَ [١]. من میترسم این آدم دین شما را عوض کند و یا اصلًا فساد و آشوب و فتنه ایجاد کند و زندگی را مختل کند.
خلاصه این فرد، هم برای دین شما ضرر دارد هم برای دنیای شما.
[١] کافرون/ ١- ٦.[٢] غافر/ ٢٦.