فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨ - سه گونه توجیه آیات
برنمی خیزد. ایمان و عمل صالح شاخهای است که از این درخت برمیخیزد، فرعی است از اینجا، یعنی مستضعف بودن به انسان ایمان و عمل صالح میدهد، و بلکه یک حرف بالاتر (کما اینکه این حرف را گفتهاند): اصلًا این که شما ایمان را یک تعریف متافیزیکی میکنید و یک جنبه معنوی به آن میدهید که ایمان یعنی کسی اعتقادِ اینچنینی داشته باشد، آن را یک امر ذهنی و اعتقادی میدانید و میگویید هرکسی که به خدا اعتقاد نداشته باشد [مؤمن نیست] از اول یک تعریف غلطی از ایمان بوده، ایمان هم یعنی گرایش در جهت منافع توده مردم. شما از اول برای ایمان یک تعریف غلطی کردهاید که بعد میآیید اینجا تعارض قائل میشوید، میگویید آن آیه تکیه بر یک امر معنوی کرده و این آیه تکیه بر یک امر مادی کرده. اینکه شما ایمان را اینچنین معنوی تعریف میکنید خود این تعریف یک تعریف متافیزیکی است و با قرآن تطبیق نمیکند.
ایمانی که قرآن میگوید همان ایدئولوژی داشتن است و ایدئولوژی داشتنی که قرآن میگوید یعنی ایدئولوژی به نفع مستضعفین داشتن. هرکس ایدئولوژیاش به سود مستضعفین باشد او ایمان دارد، نه اینکه خدا را به یگانگی قبول داشته باشد، توحید ذات، توحید صفات، توحید افعال؛ اینها همه مفاهیم ذهنی و متافیزیکی است و قرآن اصلًا مبرّای از این حرفهاست و این مسائل را طرح نکرده، چون خودِ قرآن یک جا ایمان را تعریف کرده، میگوید: ا رَأَیتَ الَّذی یکذِّبُ بِالدّینِ [١] دیدی آن کسی که دین را دروغ میپندارد؟ چه کسی دین را دروغ میپندارد؟ فَذلِک الَّذی یدُعُّ الْیتیمَ [٢] همان کسی که یتیم را به شدت از خودش میراند. این میشود غیر مؤمن. پس کافر اینجا اینطور تعریف شده: الَّذی یدُعُّ الْیتیمَ. هرکسی که یدُعُّ الْیتیمَ است وَ لا یحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکینِ [٣] است در منطق قرآن کافر است، ولو آن مفاهیم متافیزیکی را به خودش ببندد. عکس قضیه: هرکسی که برعکس، آمر به قسط و داعی به خیر باشد او مؤمن است ولو آنکه آن اعتقادات متافیزیکی را نداشته باشد، چون در سوره آل عمران آیه ٢١ میفرماید:
انَّ الَّذینَ یکفُرونَ بِایاتِ اللَّهِ وَ یقْتُلونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ حَقٍّ وَ یقْتُلونَ الَّذینَ
[١] ماعون/ ١.[٢] ماعون/ ٢.[٣] ماعون/ ٣.