فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١ - صادق هدایت، پیام آور خودکشی
میخواهم تو را از شر این زندگی راحت کنم و راحتش کرد.
صادق هدایت، پیام آور خودکشی
در عصر ما هم میدانیم این فکرها وجود داشته، در میان غربیها وجود داشته و در میان شرقیها هم وجود داشته، و این مردک، صادق هدایت، پیامآور این پیام بود، این فکر را تبلیغ میکرد و همیشه در نوشته هایش آن چهرههای زشت زندگی را مجسم میکرد، همه زندگی را مثل لجنزاری مجسم میکرد که جز لجن و گندیدگی چیز دیگری در آن وجود ندارد و یک عده کرمهایی در این لجن به نام «انسان» دلشان را خوش کردهاند و دارند به همین زندگی کثیف خودشان ادامه میدهند.
خودکشی را تبلیغ میکرد. آخر خودش هم تحت تأثیر حرفهای خود قرار گرفت و خودش را در سال ١٣٢٠ کشت، و چقدر جوانهایی در ایران که تحت تأثیر کتابهای او قرار گرفتند و خودکشی کردند، و غالب جوانهایی که خودکشی میکنند تحت تأثیر حرفهای او قرار میگیرند.
حتی در نوشتههای بعضی از همین امروزیها دیدهام که بر اساس همین فلسفه سخن میگویند که اساساً بشر به حسب غریزه یک موجود شریری است و این شرارت جزو ذات و سرشت بشر است و از اوّلی که در دنیا آمده همینطور بوده، الآن هم همینطور است، آیندهاش هم- هرچه بماند- همین است. امید بهبود و یک آینده خوب برای بشریت همه خیال است و بنابراین هر کسی به بلوغ فکری رسیده باشد باید خودکشی کند. این یک نوع فکر و نظر در مورد بشر.
اتفاقاً ما میبینیم که در تعلیمات مذهبی این مسئله مطرح شده است. در قرآن آمده است که وقتی خداوند با آن طمطراق و تشریفات اعلام فرمود که من خلیفه و جانشین [١] قرار میدهم (انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفةً) ملائکه در جهت عکسش اظهار نظر کردند یعنی همان بدبینی به سرشت انسان را ابراز داشتند، گفتند: اتَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِک الدِّماءَ [٢]. با تعجب سؤال کردند یک موجود مفسد خونین؟! معنایش این است که در سرشت این موجود که جز فساد و خونریزی چیزی وجود ندارد! قرآن میگوید خدا به آنها جواب داد که من چیزی میدانم که شما نمیدانید. آن مقداری را که آنها میدانستند
[١] ظاهرش این است که به معنی جانشین اللَّه و در واقع نماینده است؛ تعبیر به این بزرگی![٢] بقره/ ٣٠.