فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - توضیح نظریه فطرت
یکتُمُ ایمانَهُ» [١] که قرآن نقل میکند آیا واقعاً یعنی او یک آدم خیلی باهوش و زرنگی بود که حس کرده بود که فرعون و فرعونیها شکست میخورند، از حالا فکر کرد یک پایگاهی نزد موسی درست کند که فردا که موسی پیروز میشود آنجا هم باز بتواند [برخوردار باشد؟!] علاوه بر اینکه ما از خود آیات قرآن استدلال میکنیم. واقعاً در طول تاریخ، قضیه از همین قرار است؟ عرض کردم، هیچ وقت شانس گرایش طبقه استضعافگر برابر با شانس گرایش طبقه استضعاف شده نیست، نمیتواند هم باشد. شاید نود درصد از مستضعفها میپذیرند ده درصد نمیپذیرند. از آنها شاید پنج درصد بپذیرند نود و پنج درصد نپذیرند. ولی این گونه نیست که منحصراً اینها بپذیرند و منحصراً آنها نپذیرند. و لهذا دعوت انبیا همیشه ابتدا از تذکر و موعظه شروع میشود. با اینکه شانس [موفقیت] خیلی ضعیف است ولی در عین حال از اول نمیگویند حالا که فرعون فرعون است دیگر از او انتظار غیرفرعونی نمیشود داشت. البته انتظار این هم که فرعون تبدیل به غیر فرعون بشود خیلی ضعیف است ولی باز هم [میگویند] برو سراغش: اذْهَبْ الی فِرْعَوْنَ انَّهُ طَغی. فَقُلْ هَلْ لَک الی انْ تَزَکی. وَ اهْدِیک الی رَبِّک فَتَخْشی [٢]. یا در جای دیگر خطاب به موسی و فرعون میفرماید: فَقولا لَهُ قَوْلًا لَیناً لَعَلَّهُ یتَذَکرُ اوْ یخْشی [٣]. اول پند و اندرز میدهند و به نیروی پند و اندرز یعنی نیروی منقلب کردن یک فرد علیه تبهکاری خودش ایمان دارند، اگر نتیجه داد، ولو احتمال خیلی ضعیف است، بسیار خوب، نتیجه نداد آنوقت است که میگوید برو کاخش را واژگون کن.
پس اینجا دو منطق است. اگر منطق فطرت که اساس معارف اسلامی است مستقلًا بحث بشود و نظریاتی که نطقه مقابل این نظریه است گفته و روشن بشود، بعد رویش استدلال بشود یک بحث بسیار عظیم و دامنهدار و جالبی است.
توضیح نظریه فطرت
پس این نظریه تاریخی که ما عرض میکنیم بر اساس نظریه فطرت نهاده شده و نظریه فطرت این است که انسان در متن خلقت و آفرینش و قبل از آنکه عوامل اجتماعی روی او اثری بگذارد یک سلسله اقتضاءهای انسانی، تقاضاهای انسانی، جاذبههای انسانی به
[١] غافر/ ٢٨.[٢] نازعات/ ١٧- ١٩.[٣] طه/ ٤٤.