فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - محاکمه میان مستکبر و مستضعف
کنید. ما انَا بِمُصْرِخِکمْ وَ ما انْتُمْ بِمُصْرِخِی [٤] نه من میتوانم به فریاد شما برسم نه شما به فریاد من. انَّ اللَّهَ وَعَدَکمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکمْ فَاخْلَفْتُکمْ. خدا هم وعده داده بود من هم وعده داده بودم، بیش از این که نبود. نه خدا شما را مجبور کرده بود نه من. وعده خدا حق بود وعده من باطل، میخواستید وعده خدا را بگیرید وعده من را نپذیرید.
اینها هم عیناً همین جور میگفتند. شیطان هر نوع جبر تکوینی را از ناحیه خودش نفی میکند، مستکبرین هر نوع جبر اجتماعی را از ناحیه خودشان نفی میکنند. میگویند: ا نَحْنُ صَدَدْناکمْ عَنِ الْهُدی بَعْدَ اذْ جاءَ کمْ بَلْ کنْتُمْ مُجْرِمینَ خودتان مقصر و مسئولید، یعنی واقعاً میتوانستید، خودتان مسئول خودتان بودید، میخواستید نپذیرید. نظیر همان «الَمْ تَکنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِروا فیها» است که وقتی ملائکه به آنها میگویند: الَمْ تَکنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَةً یعنی هیچ جبر اجتماعی نبود، چون حداقل امکان مهاجرت و فرار که داشتید، میخواستید فرار کنید.
وَ قالَ الَّذینَ اسْتُضْعِفوا لِلَّذینَ اسْتَکبَروا بَلْ مَکرُ اللَّیلِ وَ النَّهارِ اذْ تَأْمُرونَنا انْ نَکفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ انْداداً. میبینند که اگر آنها را مقصر و مسئول بشمارند که نمیشود، میآیند به گردن روزگار میاندازند، میگویند این مکر روزگار بود، فریب روزگار را خوردیم. البته شما به ما امر میکردید (راست میگویند)، ما هم نباید میپذیرفتیم و چه بکنیم که فرمان شما را پذیرفتیم. وَ اسَرُّوا النَّدامَةَ لَمّا رَاوُا الْعَذابَ وقتی عذاب را میبینند پشیمانی خودشان را مخفی میکنند. پشیمانی علامت مقصر بودن است. آدم از کاری که خودش مقصر است پشیمان است. کاری را که مقصر نیست و اتفاق افتاده، او که تقصیر نداشته که پشیمان باشد. کلمه «ندامت» را که قرآن میآورد میخواهد بگوید هیچ اجباری در کار نبوده.
وَ جَعَلْنَا الْاغْلالَ فی اعْناقِ الَّذینَ کفَروا هَلْ یجْزَوْنَ الّا ما کانوا یعْمَلونَ [١]. از الَّذینَ کفَروا شروع شد، بعد همه آنها با صفت الظّالِمون توصیف شدند، بعد این الَّذینَ کفَروا و الظّالِمون عموماً به دو گروه تقسیم شدند: گروه مستضعف و گروه مستکبر، دو مرتبه در پایان امر همهشان را با صفت الَّذینَ کفَروا توصیف کرد: وَ جَعَلْنَا الْاغْلالَ فی اعْناقِ الَّذینَ کفَروا هَلْ یجْزَوْنَ الّا ما کانوا یعْمَلونَ. پس برداشت اول از همه کفر است، برداشت دوم از همه ظلم
[١] ابراهیم/ ٢٢.
(٢) سبأ/ ٣٣.