فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥ - مذهب از نظر مادیت تاریخ
خاستگاه مادی است، منتها یک وقت هست که تنها طبقه استثمارگر را خاستگاه مذهب میدانیم، و یک وقت هست که میگوییم ما دو نوع مذهب داریم. یک وقت هم ممکن است کسی عکس نظریه اول را بگوید که اصلًا مذهب یک خاستگاه بیشتر ندارد و آن طبقه استثمارشده است. مذهب به این طبقه اختصاص دارد. ولی او نیز برای مذهب خاستگاه مادی قائل شده است.
- فکر میکنم نیچه شقّ ثالث را قائل بوده است.
استاد: نه، نیچه شقّ دوم را قائل بود و به عکس مارکس میگفت. او خاستگاه مذهب را مادی میدانست، به خود مذهب هم اعتقاد نداشت، به خدا هم اعتقاد نداشت ولی میگفت مذهب اختراع طبقه ضعیف است ولو به حکم طبیعت ضعیف مانده باشند. به استثمار هم کار نداشت. او معتقد بود که تکامل به وسیله اقویا و قهرمانان و ابرمردها صورت میگیرد، و اخلاقی هم که او تأیید میکرد اخلاقی بود که به سود ابرمردها باشد. میگفت حرفهایی مانند رحم و مروّت و دستگیری و احسان همه چرند است و باید دور ریخت. آن کسی که در قانون تنازع بقا ضعیف مانده است همان ضعفش بزرگترین گناهش است و باید هم از بین برود و ضعفا چون در میدان تنازع بقا صلاحیت بقا نداشتند- و آنهایی که صلاحیت بقا داشتند قهرمانان و ابرمردها و نیرومندها بودند- نیرنگ زدند. برای اینکه موجودیت خودشان را حفظ کنند و از بین نروند آمدند مذهب را اختراع کردند و در مذهب از عدالت و آزادی و مساوات و رحم و مروّت سخن گفتند. با این پوزبندهای مذهبی، ابرمردها که باید جلوشان باز باشد تا جامعه و نسل آینده بشریت را پیش ببرند [از کارشان بازماندند.] آمدند گفتند ظلم بد است. چرا ظلم بد باشد؟ ظلم بد است برای کسی که نمیتواند. برای کسی که میتواند، کار خیلی خوبی است، باید ظلم کند تا خودش را پرورش بدهد و جلو ببرد.
خلاصه آنچه که در جامعه اصالت دارد پیش رفتن و جلو رفتن و مسابقه است.
نیچه هم میگفت که اخلاق [و مذهب] خاستگاه مادی دارد ولی خاستگاهش منحصراً طبقه مستضعف است؛ اما طبقه مستضعف از این جهت مذهب را اختراع کرده که جلو حرکت اقویا را بگیرد نه اینکه خودش خواسته انقلابی باشد.
یک نفر دیگر میگوید خاستگاه مذهب فقط طبقه مستضعف است نه از آن جهت که