فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - ٢ تاریخ علمی
که در یک لابراتوار جمع میشود با این تفاوت که محقق تاریخ از این جهت به یک قاضی شبیهتر است تا یک شیمیست، چون شیمیست مواد مورد آزمایشش یک مواد عینی حاضری است و روی آن تجزیه و تحلیل و بررسی عینی و عملی میکند، ولی قاضی دادگستری چنین نیست، حادثهای قبلًا واقع شده، مثلًا آدمی کشته شده و افرادی هم متهم هستند و شاهدها و قرائنی هم هست، اینها را به صورت یک پرونده در جلو خودش قرار میدهد. خود حادثه که در گذشته تمام شده و رفته؛ اگر خود حادثه را میدید که دیگر احتیاجی به این حرفها نبود. حادثه زمانش گذشته ولی پرونده حادثه پیش او موجود است، بر اساس پروندهای که از این حادثه دارد روی آن مطالعه میکند. قهراً تجزیه و تحلیلش تجزیه و تحلیل عقلی خواهد بود. او که نمیتواند این کاغذها و مرکبها را در لابراتوار خودش تجزیه کند، بلکه روی اینها محاسبه عقلی و ذهنی میکند و از مجموع قرائن کشف میکند که مثلًا عامل اصلی این جرم فلان کس بوده یا فلان کس نبوده، این متهمها دخالتی در این جرم داشتهاند یا دخالتی نداشتهاند.
مورخ هم برای حوادثی که در گذشته بوده است ولی فعلًا وجود ندارد پرونده تشکیل میدهد و روی پرونده مطالعه میکند و قهراً تجزیه و تحلیلی که مورخ به عمل میآورد از نوع تجزیه و تحلیلهایی است که قاضی به عمل میآورد یعنی روی پرونده است، قهراً روی [امر ذهنی و در] ذهن خودش است، محاسبهْ عقلانی است، نه روی امر عینی و خارجی، چون امر عینی و خارجی که از یک نظر در مقابلش وجود ندارد. این است که همین طوری که کار یک قاضی به کار یک فیلسوف شبیهتر است، منتها قاضی یک امر جزئی را میخواهد کشف کند، کار یک مورخ هم به کار فیلسوف شبیهتر است چون کارهایش تحلیل منطقی است نه تحلیل عینی و خارجی.
به هرحال مورخ میآید مطالعه میکند، بعد اسرار و قوانینی را که همیشه بر جامعههای گذشته حاکم بوده است کشف میکند. پس این علم با اینکه به بودنها تعلق دارد آنهم به بودنهای گذشته، ولی صِرف نقل وقایع گذشته نیست، وقایع گذشته برای او به صورت پروندهای در آمده است برای کشف یک سلسله ضوابط و قوانین کلی که حاکم بر جامعههای گذشته بودهاند. ولی اگرچه مورخ روی گذشته مطالعه میکند اما قهراً برای حال هم مفید است، چرا؟ زیرا آن جامعهها هم یک روز زمان حال داشتهاند، پس قهراً قابل تعمیم به زمان حال هم هست.
این نوع تاریخ همان است که شاید بیش از هر نوع دیگری در قرآن روی آن تکیه