فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - تعبیر شیخ بهایی
جامعه را تغییر بدهد- که قهرمانها این گونه هستند- یا نتواند و در مقابل اراده جامعه لِه بشود. ولی به هرحال نشانه این است که فرد میتواند در مقابل جامعه خودش قیام کند، همچنان که خود جامعه در مقابل وضع موجود خودش میتواند قیام کند و وضع خودش را تغییر بدهد، محکوم به نظام خودش بهطور جبری نیست. خواندیم که انَّ اللَّهَ لایغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یغَیروا ما بِانْفُسِهِمْ؛ یعنیای جامعه! الآن سرنوشتی بر تو حاکم است، تو میتوانی خودسازی کنی، خودت را عوض کنی تا سرنوشتت هم عوض بشود.
بنابراین این درست است که لازمه ترکیب حقیقی این است که اجزاء استقلال کامل خودشان را از دست میدهند، بدون شک اینجور است، فرد هم استقلال کامل در مقابل جامعه ندارد. مگر ما استقلال کامل در مقابل جامعه داریم؟ ما زبانی که الآن داریم به آن زبان حرف میزنیم خودمان برای خودمان انتخاب کردهایم یا جامعه به ما داده؟ جامعه به ما داده. بسیاری از آداب و سنن، حتی عقاید مذهبی که ما داریم، خودمان برای خودمان انتخاب کردهایم یا جامعه به ما داده؟ جامعه به ما داده. ذوق ما، پسند ما، همه را جامعه داده. ولی در عین حال در مقابل دادههای جامعه اجبار هم نداریم و لذا افراد میتوانند اصلًا زبان دیگری برای خودشان انتخاب کنند کما اینکه افرادی زبان دوم و زبان سوم برای خود انتخاب میکنند و به گونهای آن زبان دوم یا زبان سوم برای او مهم میشود که از زبان اوّلش مهمتر. تقی زاده، میگفتند چندین زبان میداند. زبان فارسی میدانست و ترکی هم که زبان مادریاش بود و زبان عربی هم میدانست چون در کشورهای عربی بوده و به عربیت تکلم میکرد. فرانسه و انگلیسی و آلمانی هم میدانست. ولی چون زنش آلمانی بود و گویا مدتی هم در آلمان بوده، به زبان آلمانی خیلی تکلم میکرد. این اواخر که مریض شده بود که دیگر هذیان میگفت، میگفتند فقط به زبان آلمانی حرف میزد. معلوم میشود که زبان آلمانی که زبان سوم یا چهارمش بوده بر زبان مادریاش که زبان ترکی بوده در روحش تفوق پیدا کرده بود.
یا انسان همیشه خودش را در مقابل اعتقادات مذهبی که تقلیدی جامعه است آزاد میبیند؛ یعنی در ابتدا انسان از محیطش، از پدر و مادرش، از مدرسهاش میگیرد، ولی بعد خودش را در مقابل دادههای مدرسه و محیط، مستقل و آزاد میبیند، یعنی میبیند که میتواند راه دیگری غیر از این راه، عقیده دیگری غیر از این عقیده را انتخاب کند. یا اگر فرضاً اصل آن عقیدهاش را عوض نکند در کیفیت و خصوصیات آن عقیده تغییر میدهد. مثلًا مسلمان بوده، پدر و مادرش مسلمان بودهاند خودش هم مسلمان، ولی بسا هست