فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - اعتبار تاریخ نقلی
مقاومت کردند و یک شکست عظیمی به نادر دادند و نادر به میرزا مهدی خان، ادیب معروف و وزیرش گفت زود به فلان جا بنویس که کمک بفرستند. او برداشت نامهای نوشت، بعد نامه را برای نادر قرائت کرد، گفت: «از آنجا که چشم حسود فلک نمیتوانست این لشکر ظفر انتظام ما را ببیند، از آنجا که چنین بود و چنین بود، یک چشم زخمی به لشکر همایون ظفر ما وارد شد، کمک بفرستید.» دو صفحه القاب آورد. نادر هم که آدم لُری بود، گفت: پدرسوخته! بنویس فلانِ نادر را پاره کردند، کمک بفرست. (خنده استاد و حضار).
می گویند مورخ در زمان خودش وابستگی دارد، پس حرفش اعتبار ندارد؛ علاوه بر اینکه مورخین انتخاب میکردهاند و این بیماری بدی بوده است که در همه قضایا شروع میکردند به انتخاب کردن، یعنی دروغ هم نمیخواست بگوید، ولی در راستها انتخاب میکرد، آن که مطابق میلش بود نقل میکرد، آن که مخالف میلش بود نقل نمیکرد. اگر تاریخ نقلی بیاعتبار باشد تاریخ علمی هم به طریق اولی بیاعتبار است. البته به این [ایراد] جواب دادهاند؛ گفتهاند: راست است؛ هر تاریخی که صرفاً نقل شده اعتبار ندارد اما چنین هم نیست که برای محقق راه تحقیق بسته باشد. برای محقق در حوادث نقلی هم راه تحقیق باز است لااقل در موردی که افرادی احساسهای متضاد دارند. افرادی که احساسهای متضاد دارند نیز یک قضیه را مینویسند. وقتی که اینها با اینکه احساسات متضاد دارند هردو یک چیز را نوشتند، این نشان میدهد که این حادثه عین واقعیت است.
فرض کنید قضیهای راجع به امامت امیرالمؤمنین پیش آمده. شیعهها نوشتهاند؛ انسان میگوید چون شیعه بودهاند نوشتهاند. ولی وقتی که میبیند آن کسی که سنی است و احساسات مخالف داشته او هم نوشته، حالا اگر همه آن را ننوشته یک قسمت زیادش را نوشته، [درمییابد که این قضیه راست است.] یا یک سلسله قرائن دیگر.
و بعلاوه این خودش یک حسابی است که حقیقت را برای همیشه از همگان نمیشود پنهان کرد. درست است که در یک زمان چهره حقیقت را مخفی میکنند، ولی کمی که زمان میگذرد میبینید خود حقیقت چهره خودش را نشان میدهد، که از این قضایا زیاد داریم. و به هرحال تاریخ هم برای خودش یک سلسله بدیهیات و مسلّمات دارد و یک سلسله مشکوکات. بله، اگر ما بخواهیم یک کتاب تاریخ را باز کنیم هرچه که در آن کتاب هست همه را بگوییم که درست است، این حرف غلطی است. اما از مجموع