فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - نکته
کوبیدن و دشمن را از پا درآوردن است نه اسیر گرفتن، و لهذا در یک آیه دیگر فرمود: ما کانَ لِنَبی انْ یکونَ لَهُ اسْری حَتّی یثْخِنَ فِی الْارْضِ [١] هیچ پیغمبری چنین حقی نداشته است که قبل از آنکه دشمن را از پا دربیاورد اسیر بگیرد، چون اسیر گرفتن فقط مفهوم غنیمت گرفتن دارد. آن آیه و این آیه هردو میگویند مادام که دشمن را در میدان جنگ [٢] از پا درنیاورده و از تحرک نینداختهاید و دشمن از کار نیفتاده است جز جنگیدن کاری نداشته باشید، یعنی دنبال اسیر گرفتن نباشید، باید بجنگید. وقتی که دشمن از کار افتاد و از پا در آمد تازه وقت اسیر گرفتن است. پس این، دستوری است در زمینه جنگهای موجود، نه دستورِ مستقیم به خود جنگ. البته آیات دستور جنگ داریم. بحث این است که این آیه از آن آیات نیست و الّا آیات دیگری داریم، مانند:
اذِنَ لِلَّذینَ یقاتَلونَ بِانَّهُمْ ظُلِموا وَ انَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ [٣]
وَ قاتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یقاتِلونَکمْ وَ لا تَعْتَدوا انَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدینَ [١].
فَاذا انْسَلَخَ الْاشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیثُ وَجَدْتُموهُمْ [٢].
بحث درباره خصوص این آیه [٣] است.
این است که مفسرین مفاد این آیه را مثل آیه نماز جمعه، دستوری در زمینه جنگهای موجود تلقی کردهاند نه دستور به خود جنگ. کما اینکه آیه جمعه را هم دستوری در زمینه نماز جمعه تلقی کردهاند نه دستور مستقیم به نماز جمعه. در آنجا اخباریین که پُری به این دقایق و رقایقی که مجتهدین متوجهش هستند توجه ندارند، به آنها میگویند نصّ آیه قرآن دارد دستور میدهد که بروید نماز جمعه بخوانید، با این حال شما نماز جمعه نمیخوانید. مجتهدین جواب میدهند که آیه در زمینه نماز جمعه موجود- که فرض بر این است که صحیح است- دستوری به ما داده. آیه که نمیگوید کدام نماز جمعه
[١] انفال/ ٦٧.[٢] چون اسیر را فقط در میدان جنگ میشود گرفت.[٣] حج/ ٣٩.[٤] بقره/ ١٩٠.[٥] توبه/ ٥.[٦] [آیه مورد بحث: اذا لَقیتُمُ الَّذینَ کفَروا ...]