فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - نگاه مارکسیسم به تاریخ
مالکیت) برای یک مدت موقت- مثل برقی که در یک بیابان ظلمانی میزند- یک کاری میتوانسته بکند ولی مثل همان حرکتِ برخلاف جریان آب نمیتوانسته ادامه داشته باشد. بعد این نهضتها نه تنها خاموش شده، بلکه همانی که آمده بود برای اینکه این زنجیرها را پاره کند خودش به صورت زنجیر جدیدی بر روی آن زنجیرهای قدیم درآمد و نمیشد غیر از این باشد، زیرا جبر تاریخ بود. و بنابراین در این دورهای که دوره پیغمبران و ظهور مذاهب و ظهور تمدنهاست، تا عصر ما، بر تاریخ بشریت جز ظلمت و شر و باطل چیزی حکومت نداشته. خیری نبوده یا اگر- احیاناً از طرف طبقه استثمارشده- بوده است نمیتوانسته دوام داشته باشد، زیرا خلاف جبر تاریخ بوده. و قهراً این رشته ادامه دارد تا آن وقتی که مرحله اشتراک نهایی برسد. هر وقت مرحله اشتراک نهایی رسید- که آن هم تابع تکامل ابزار تولید است- آنوقت [انسان خوب] خواهد شد و الّا فایدهای ندارد. و لهذا گفتیم کسانی که از این فلسفه پیروی میکنند، در تاریخ نگاری بزرگترین خیانتها را به بشریت مرتکب میشوند یعنی کوشش میکنند صفحات تاریخ را تاریک تاریک جلوه بدهند و تاریخ را مساوی «تاریک» قرار بدهند و همواره آن قسمتهای تاریک تاریخ را به رو بیاورند و روی قسمتهای روشنش را بپوشانند و یا حتی آنها را توجیه بد کنند که اشتباه میکنید، آنها هم خدعه و فریبی بوده و واقعیتی در کار نبوده است.
در سابق، من یک سخنرانی کردم تحت عنوان «حماسه حسینی»، انتقادی میکردم از برخی منبریها و روضه خوانها؛ گفتم که حادثه عاشورا دو چهره و دو صفحه دارد. یک صفحه سیاه دارد و یک صفحه سفید. سکهای است که دو رو دارد. آن صفحه سیاه را که نگاه میکنیم، در آنجا ظلم و قساوت و بیرحمی و نامردی و جنایت میبینیم، مظهر اتَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِک الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک [١] است. قهرمان این صحنه ابن زیاد و عمرسعد و یزید و شمر بن ذی الجوشن و سنان بن انس و حرمله کوفی و امثال اینها هستند. و آن صفحه سفید را که نگاه میکنیم، همین طوری که این صفحه از سیاهترین صفحههای تاریخ است آن صفحه از درخشانترین صفحات تاریخ است. در آن صفحه ما ایمان و حقیقت و توکل و اعتماد به خدا و مجاهدت و صبر در مقابل سختیها و رضا و توکل میبینیم. در اینجا آن قسمتِ دوم آیه را که خدا گفت: انّی اعْلَمُ ما لا تَعْلَمونَ [٢]
[١] بقره/ ٣٠.[٢] بقره/ ٣٠.