فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - ایراد وارد بر مورخان ماتریالیست
یک طرف و سرشت حیوانی از طرف دیگر، که سرشت حیوانی، هم شر و باطل است هم شر و باطل نیست. چرا؟ اگر انسان آن سرشت عِلوی را نمیداشت و میخواست حیوان باشد، [سرشت حیوانی فقط خیر بود.] در حد حیوانیت مگر انسان چه دارد؟ انسان شهوت دارد حیوان هم شهوت دارد. مگر شهوت در حیوان بد است؟ اتفاقاً کمال است. انواع شهوات. مثلًا میل به خوردن دارد، انسان هم میل به خوردن دارد.
ولی انسان سرشت عِلوی ملکوتی نیز دارد، فطرة اللَّه دارد یعنی کمال لایتناهی را میخواهد، خدا را میخواهد که کمال لایتناهی است، یعنی حس قناعت ناپذیری. اگر حیوانیت انسان تابع فطرت و سرشت ملکوتی انسان باشد، خیر محض میشود. و حیوانیت انسان باید باشد. انسان نباید حیوانیت را قطع کند؛ مثلًا هر انسانی خودش کاری کند که دیگر میل به غذا نداشته باشد، میل جنسی هم نداشته باشد؛ در این صورت حیات ادامه پیدا نمیکند. [وجود آن] بر اساس یک حکمتی است. کی باطل پدید میآید؟ زمانی که این دو حق به گونهای به اصطلاح با یکدیگر پیچ بخورند که مسیر عوض بشود، یعنی به جای اینکه حیوانیت در استخدام انسانیت قرار بگیرد انسانیت در استخدام حیوانیت قرار بگیرد. آن میل به لایتناهی به صورت مثلًا شهوت لایتناهی درآید. پول لایتناهی میخواهد. باز هم لایتناهی میخواهد اما آن لایتناهی را در پول میخواهد، در جاه میخواهد، در مقام میخواهد، در امور مادی دنیوی میخواهد. به تعبیر قرآن: ناکسوا رُؤُسِهِمْ [١]. سرش باید رو به بالا باشد، سرش را رو به پایین کرده. پس اینجاست که شر و بطلان به عنوان یک امر نسبی و یک امر تبعی و طفیلی و به عنوان یک نمود راه پیدا میکند. مثلًا ظلم از اینجا پیدا میشود. ستمگر میخواهد آن حس خدایی خودش را بجای آنکه از آن مسیر خدایی ارضا کند از این مسیر غیرخدایی و به تعبیر قرآن شیطانی ارضا کند.
بنابراین در منطق قرآن که برای انسان سرشت حیوانی و سرشت انسانی قائل است و هردو در ذات خود و به خودی خود حق هستند و بطلان و شر از یک نوع تغییر مسیر پیدا میشود که لازمه مرتبه وجودی انسان یعنی مختار بودن و آزاد بودن و انتخابگری انسان است، تاریخ نمیتواند به این شکل باشد که تمام آن محکوم شر و باطل باشد و حق یکسره مغلوب باشد. اختلاف و جنگ بین حقِ اصیل- که اصالت با اوست- و باطل غیر اصیل همیشه صورت میگیرد ولی این امر نمیتواند به این شکل باشد که همیشه
[١] سجده/ ١٢.