فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨ - نظریه دوم ترکیب ماشینی
درخت را ببُرید و قطع کنید به درخت دیگر هیچ آسیبی نمیرسد. همینطور کتابهای کتابخانه. یک کتاب را از اینجا بردارید تأثیری در کتابهای دیگر ندارد. ولی ماشین یعنی اموری که آنها را به یکدیگر بستهاند، جوش دادهاند، پیچ کرده و محکم کردهاند. یکی را اگر بکشید همه دنبال آن کشیده میشود. اگر سپر ماشین را بکشید سپر تنها نمیآید، همه ماشین را با خودش میآورد چون به باقی دیگر بسته شده است. اگر شما سپر ماشینی را که در حال حرکت است متوقف کنید ماشین را متوقف کردهاید. اینها همه به یکدیگر مربوط شده. چرخها که حرکت میکند همه ماشین را با خودش میبرد. میگوییم جامعه این گونه است، اجزاءْ مستقلاند ولی یک مستقلهایی هستند که به یکدیگر جوش و پیوند خوردهاند و از این جهت یک نوع سرنوشت مشترک دارند و لهذا نهادهای جامعه با یکدیگر پیوستگی دارند.
اگر بخواهیم در افراد مثال ذکر کنیم مثل این است که شما میبینید در بازار یک تاجر که ورشکست میشود پشت سرش پنجاه نفر دیگر هم ورشکست میشوند. این یک نوع وابستگی اجتماعی است، چرا؟ برای اینکه این وابسته است، با پنجاه نفر دیگر داد و ستد دارد. آنها نزد او سفته و چک دارند. این باید باشد تا آنها هم باشند. هرکدام از اینها ورشکست بشوند در سرنوشت همه اینها تأثیر دارد. منتها تأثیرش در بعضی این است که آنها را هم ورشکست میکند، و در بعضی که خیلی گردن کلفت هستند این است که مثلًا صدهزار تومان ضرر میکند ولی چون خیلی قوی است ورشکست نمیشود.
در نهادهای اجتماعی خیلی واضح و روشن است. جامعه دارای یک سلسله تأسیسات است که بعضی از آنها به منزله اعضای رئیسه جامعه هستند؛ اینها در سرنوشت یکدیگر کاملًا مؤثرند. مثلًا آموزش و پرورش یک نهاد اجتماعی است، اقتصاد صنعتی، تجاری نهاد دیگری است، کشاورزی نهاد دیگری و دادگستری نهاد دیگر. اینها همه به همدیگر مربوط است؛ یعنی نمیشود آموزش و پرورش بخوابد آنهای دیگر به راه خودشان ادامه بدهند. میبینید در کتابهای جامعه شناسی هم میگویند اگر یک دستگاه از دستگاههای جامعه پس افتادگی پیدا کند در دستگاههای دیگر اثر میگذارد. یکی اگر جلو برود دیگران را هم پشت سر خودش میکشد یعنی یک نوع عدم تعادل به وجود میآورد که این عدم تعادل سبب میشود آنهای دیگر هم تدریجاً خودشان را با او تطبیق بدهند. پس وابستگی در حد وابستگی ماشینی قدر مسلّمِ ارتباط واقعی افراد جامعه و قدر مسلّمِ وابستگی تأسیسات اجتماعی است. بنابراین جامعه به صورت کتابهای یک کتابخانه و درختهای