فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨ - ١ علم به وقایع گذشته
ولی فیلم زندگیشان باقی باشد و ما دائماً آن فیلم را ببینیم مسلّم همین طوری که اگر با زنده هایشان محشور بودیم تحت تأثیر آنها قرار میگرفتیم با آن مردهها هم که با فکرشان یعنی با یادشان با نامشان با شکلشان با اسمشان و با خاطرهشان محشور هستیم باز این در ما اثر میگذارد.
این است که تواریخ به صورت شخصی را نمیشود بهطور کلی محکوم کرد که این تاریخهایی که در قدیم مینوشتند چون مربوط به افراد و اشخاص بود نه مربوط به جامعه و نه مربوط به توده مردم، کارهای بیفایدهای بود. نه، بی فایده نبود، این هم خودش یک کار مفید بود.
البته نمیخواهیم بگوییم هرچه که در تاریخها نوشتهاند مفید بوده. فرض کنید که در یک تاریخ، تمام آن را اختصاص میدادند به زندگینامه یک صاحب قدرت یا ثروت، فقط به دلیل اینکه صاحب قدرت یا ثروت بوده، که جزئیات زندگی او را بنویسند؛ فلان روز فلان ساعت از خواب بیدار شد و در چه ساعتی ناهار خورد، در چه ساعتی شام خورد، در چه ساعتی مسافرت کرد، از کجا به کجا رفت، کجا چنین عیاشی کرد، با کی چنین شوخی کرد، چه کسی را کشت. بدیهی است که اینها مفید نیست، ولی بهطور کلی نمیشود محکوم کرد بلکه در مورد افرادی که میتوانند الگو واقع بشوند بسیار کار مفید و لازمی است. و هیچ ملتی هم نیست که چنین تاریخی نداشته باشد.
همه ملتها الآن شخصیتهای خودشان را به عنوان منابع و سرچشمههای الهام بخش به جامعهشان معرفی میکنند و فیلمهایشان را نشان میدهند، زندگیهایشان را مینویسند و یادداشت میکنند. شما میبینید چندین هزار کتاب برای یک شخصیت مینویسند که چنین بوده، و اینها را در تعلیم و تربیت و آموزش مؤثر میدانند.
و نه تنها الگوهای مثبت از این جهتْ زندگیشان مفید است، الگوهای منفی هم اینطور است یعنی افرادی که برعکس، کارهای خیلی زشت و بد کردهاند و بعد در اثر کارهای بدشان به سرنوشتهای خیلی بدی دچار شدهاند قهراً شرح حال اینها مفید است ولی نه تحت قانون منابحه و محاکات بلکه قانون ضدش که انسان وقتی که یک بدی و اثر آن را در دیگری ببیند عملًا تنفر پیدا میکند و از آن راه پرهیز میکند. همان «ادب لقمانی» به قول سعدی است که به لقمان گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بیادبان، یعنی اگر [کسی] [١] اخلاق زشت دارد و به تعبیر او کار بیادبانه انجام میدهد حس نمیکند که در
[١] [حدود بیست ثانیه نوار افتادگی دارد.]