فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧ - ١ علم به وقایع گذشته
آیا مفید است؟
آیا این گونه علم تاریخ مفید هست یا مفید نیست و بیفایده است؟ ممکن است کسی بگوید که اگر علم تاریخ در این حد باقی بماند بیفایده است. ولی نه، این هم بیفایده نیست و مفید است. البته بستگی دارد به اینکه این وقایع جزئی چگونه وقایع جزئیای باشد. یک وقت میآیند شب نشینیهای فلان پادشاه را مینویسند، مثلًا عشقبازیهای ناصرالدین شاه را مینویسند. بدیهی است که اینها به حال مردم فایدهای ندارد بلکه احیاناً ضرر هم دارد. ولی یک وقت هست که میآیند زندگی افرادی را که به نحو مثبت یا منفی میتوانند برای دیگران الگو واقع بشوند مینویسند؛ افرادی که به نحو مثبت میتوانند برای دیگران الگو و به تعبیر قرآن اسوه باشند، قابل اقتدا و تأسّی باشند. این است که علم سیرهها یعنی نوع زندگی شخصی افراد هم تاریخ است؛ تاریخ جزئی است ولی یک تاریخ مفید میتواند واقع بشود، چرا؟ برای اینکه یک قانون روان شناسی وجود دارد که به آن اصطلاحاً «قانون محاکات» میگویند یا احیاناً و در اصطلاحات روان شناسی عربی «منابحه و محاکات» میگویند. مقصود از «محاکات» همین چیزی است که ما آن را حس تلقین و تقلید مینامیم، یعنی اینکه انسان این خاصیت را دارد که وقتی در یک انسان دیگر یک حالتی را میبیند، میخواهد خودش را تطبیق به او بدهد، مثل او میخواهد باشد، خصوصاً اگر او را به عظمت بشناسد. وقتی او را به عظمت میشناسد پیوسته میخواهد خودش را مثل او قرار بدهد. هرطوری که او هست میخواهد خودش را شبیه او کند. و لهذا همنشینیها چرا مؤثر است؟
زیرا بدون اینکه انسان بخواهد، اخلاق همنشین در او اثر میگذارد نه اینکه انسان تصمیم میگیرد که اخلاق همنشین را اقتباس کند. البته گاهی هم انسان تصمیم میگیرد، ولی تصمیم هم نگیرد خود به خود در او نفوذ میکند. به اصطلاح معروف طبیعت دزد است، یعنی از او میگیرد. شعر مولوی در این جهت خیلی زیباست:
می رود از سینهها در سینهها | از ره پنهان صلاح و کینه ها | |