فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨ - مسئله اکثریت آراء
استاد: دو نشئه اشکال ندارد و با آنچه که ما «بالفطره» میگوییم (این استعدادی که ما میگوییم) منافات ندارد. این که ما میگوییم «استعداد» معنایش این نیست که انسان در وقتی هم که جنین است یا حتی در وقتی که از مادر متولد میشود یک سلسله دانشهای بالفطره یا گرایشهای بالفطره بالفعل دارد که الآن چیزی از دنیا نمیداند ولی چند مطلب را کاملًا میداند، یعنی اکنون در ذهنش اینها را بالفعل میداند. الآن در درون خودش یک خواستههایی مثلًا خواسته اخلاقی یا مذهبی مانند میل به عبادت و پرستش آنچنان که در یک آدم بزرگسال این میل و گرایش هست بالفعل هست. مقصود این است که اینجور بالفعل نیست ولی هسته اینها در او هست و این هسته خود به خود رشد میکند. و لهذا آیات فطرت مثلًا با آیه وَ اللَّهُ اخْرَجَکمْ مِنْ بُطونِ امَّهاتِکمْ لاتَعْلَمونَ شَیئاً وَ جَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَ الْابْصارَ وَ الْافْئِدَةَ لَعَلَّکمْ تَشْکرونَ [١] منافات ندارد.
- باز میشود آیه را روی میزانهایی که خودش قرار داده (سمع و بصر و ...) توجیه کرد، یعنی ادراکهایی که از این راهها برایتان حاصل میشود و شما کسب میکنید.
استاد: آیه که میگوید: لا تَعْلَمونَ شَیئاً ... چیزی نمیدانستید و برای شما سمع و بصر و فؤاد- که فطرت هم در فؤاد است- قرار داد لَعَلَّکمْ تَشْکرون، یعنی بعد علم برای شما از این طرق سمع و بصر که طرق حسی است و فؤاد که بیشتر به همان فطرت نظر دارد و ممکن است به عقل نظر داشته باشد [پیدا میشود.]
- به عقل نظر داشته باشد، یعنی لا تَعْلَمونَ شَیئاً از چیزهایی که میتوانید به این وسایل [کسب کنید.] چون در آن صورت آن آیه شریفهای که میفرماید: وَ اذْ اخَذَ رَبُّک ... [قابل توجیه نیست.]
استاد: آن آیه که هیچ دلالت ندارد. اگر مسئله روایات مطرح باشد آن جهت را هم آقای طباطبایی خوب توجیه کردهاند که مسئله تقدم زمانی مطرح نیست، همانطور که
[١] نحل/ ٧٨.