فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - نظریه مارکسیسم
حیات و زندگی را شر میدانستند. برای اولین بار هگل آمد منطقی تدوین کرد که بر اساس آن منطق، تکامل را به شکلی توجیه کرد که با بدبینی هم بتواند مبارزه کند (البته هگل مادی نبود ولی این افکار مادی از منطق او ریشه گرفت). حالا اینکه در آن جهت موفق شد یا نشد و بر بدبینی فرد غلبه کرد یا نکرد مسئله دیگری است. آنچه که میخواهم عرض کنم این است:
مارکسیستها که از منطق دیالکتیک پیروی کردند و بعلاوه نظریه ماتریالیسم تاریخی (همان که میگفت هویت تاریخ مادی است) را مطرح کردند آمدند مسئله را به شکل دیگری طرح کردند.
اینها به طبیعت انسان نه اظهار خوشبینی کردند و نه اظهار بدبینی، چون اصالت را از طبیعتِ انسان گرفتند. گفتند انسان در ذات خودش نه خوب است و نه بد، ما نه میگوییم انسان در طبیعت و ذات خودش خوب است، نه میگوییم در طبیعت و ذات خودش بد است و نه میگوییم نیمی از طبیعت و ذاتش خوب است نیمی بد؛ چون این نظریه قبلًا در جامعه شناسی پیدا شده بود که جامعه شناسی انسان بر روان شناسیاش تقدم دارد یعنی بسیاری از چیزهایی که ما خیال میکنیم غریزه انسانی است غریزه انسانی نیست بلکه اعطا شده جامعه است و جامعه به انسان میدهد. اینها هم آمدند گفتند که اصلًا انسان هرچه که دارد جامعه به او میدهد. ولی یک چیز که مارکس اضافه کرد این بود که گفت در جامعه در میان نهادهای مختلف، نهاد تولید و نهاد اقتصادی بر همه تقدّم دارد، بنابراین زیربنای تشکیلات و سازمانهای مختلف جامعه نهاد اقتصادی و مادی است که از ابزار تولید شروع میشود. از ابزار تولید، روابط تولیدی خاص به وجود میآید، از روابط تولیدی سایر نهادهای روبنایی جامعه به وجود میآید. پس این زیربنای تولیدی بر سایر سازمانها تقدّم دارد و تازه وجود اجتماعی انسان بر وجود فردیاش تقدّم دارد. خوبی و بدی انسان از کجا پیدا میشود؟
تابع وضع خاص ابزار تولید است. گاهی ابزار تولید شکلی پیدا میکند که جبراً انسان باید خوب باشد و خوب است. گاهی ابزار تولید وضعی پیدا میکند که جبراً انسان نمیتواند خوب باشد، باید بد باشد.
مسئله خیر و نور و عدل از یک طرف، شر و ظلمت و ظلم از طرف دیگر، به انسان مربوط نیست که آیا انسان خوب است یا بد است، بلکه تابع نظام تولید است. نظام تولید گاهی جبراً عدل و خیر و نور را ایجاب میکند، گاهی جبراً نقطه مقابلش را ایجاب میکند. گفتند که در دوره اشتراک اولیه، آن دورهای که دوره اولیه پیدایش انسان بود و هنوز ابزار تولید هیچ تکاملی پیدا نکرده بود و انسان با آن ابزارهای خیلی معمولی سنگی و امثال