فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٥ - نظریه مارکسیسم
هُوَ الَّذی ارْسَلَ رَسولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کلِّهِ وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ [٢].
وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ امَنوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْارْضِ ... وَ لَیمَکنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ امْناً یعْبُدونَنی لایشْرِکونَ بیشَیئاً [٣].
به این مضمون باز هم آیات در قرآن داریم. این یک امر مسلّم است. ولی قبلش چطور؟ یعنی در مجموعِ جریان [تاریخ] از روزی که انسان بر روی زمین آمده است [غلبه با کدام است؟] از نظر منطق قرآن صف آرایی حق و باطل، دین و کفر، عدل و ظلم، نور و ظلمت در مقابل یکدیگر همیشه بوده و هست ولی قرآن نه به مقیاس اکثریت و اقلیت- که مسئله دیگری است- بلکه به این مقیاس که پیروزی با کیست، دوام با کیست، کدام شکست میخورد و کدام پیروز میشود، کدام یک باقی میماند و کدام یک وجودش موقت است، در این باره سخن گفته است که ما میخواهیم آیاتش را مطرح کنیم. به نظر میرسد که از آیات قرآن کاملًا این مطلب استنباط میشود بدون اینکه قرآن روی اکثریت تکیه کرده باشد (اکثریت ملاک نیست)، بلکه روی اینکه تداوم مال کیست، کدام یک دوام دارد، کدام یک برای بقای جامعه ملاک است، کدام یک پیروز است و کدام یک موقت [تکیه کرده است.] قرآن میگوید حق پیروز است و باطل شکست میخورد، حق دائم است و باطل موقت است که بعد آیاتش را میخوانیم، ببینیم که همین مطلب استنباط میشود یا نه.
نظریه مارکسیسم
اینجا نظریه چهارمی وجود دارد که این نظریه امروز در دنیا شاید بیش از هر نظریه دیگری طرفدار پیدا کرده و آن نظریهای است که مارکسیستها مطرح کردهاند. از نظر اکثریت قریب به اتفاق یا همه مادیین و ماتریالیستها در قدیم، مادّیت مساوی بوده با بدبینی، هم به جریان جهان هم به انسان، و معمولًا آنها بودند که خودکشی میکردند و
[١] شر به همان معنا.[٢] توبه/ ٣٣، صف/ ٩.[٣] نور/ ٥٥.