قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤٠٢
حالش مذكور افتاد : مى باشد. ليكن چون اصول و قواعد مزبوره از بطلميوس منتشر و در كتب وى منضبط گرديده، ازاين رو به «هيئت بطلميوسى» اشتهار يافته.
و پوشيده نماند كه بطلميوس، به زبان يونانى، رئيس و پادشاه را گويند و بدين جهت عنوان و نام مشترك ملوك طوايفى گرديده كه بعد از اسكندر رومى، از رؤساى مكدونيّه[مقدونيه] تشكيل يافته و بعد از طبقه اوّل ملوك مصر كه به فراعنه اشتهار داشتند، ١٤ تن از ايشان : موافق نوشته قاموس الأعلام[ر.ض] : حكمران بوده اند، كه طبقه دويّم ملوك مصر بوده و معروف به بطالسه مصر مى باشند كه جمع بطلميوس است، و اسامى آنها را با تاريخ جلوسشان مى نگارد:
١. بطلميوس لاغوس يا سوتير ٣٠٦[١]
٢. فيلادلف ٢٨٥
٣. اورجت ٢٤٧
٤. فيلوپاتر ٢٢٢
٥. اپيقان ٢٠٥
٦. فيلوميتور ١٨١
٧. اورجت ثانى ١٤٦
٨. سوتير ثانى ١١٧
٩. اسكندر اوّل ١٠٧
١٠. اسكندر ثانى ٨١
١١. آوليت ٨٠
١٢. دنيس ٥٢
١٣. جوجق ٤٨
١٤. قيصريون ٤٢
و آخرينِ اين طبقه به امر اغستوس، قيصر روم، مقتول، و دوره حكمرانى ايشان منقرض و در ٣٠ يا ٣١ سالِ مقدّم ميلادى، تمامى مصر، ضميمه ايتاليا و روميّة الكبرى[روم غربى] شد.
بطليوس : (چو اشكبوس) شهرى است از اسپانيا.
بطيحه : (چو مليحه) و بطحا(چو صحرا); به نوشته شرح قاموس[ر.ض]، گذرگاه سيلى است فراخ، كه در آن سنگ ريزه باشد و جمع آن بطايح است و در مراصد]ر.ض [گويد: زمين بزرگى است مابين واسط[در عراق] و بصره كه از يك زمينِ معموره و چند قريه متّصله به همديگر تشكيل يافته، و در عهد كسرى كه فرات و دجله به اندازه خارج از عادت طغيان نمود، آن دهات و مزارع را خراب كرده و سكنه آنها هلاكيده و بعد از نقصان آب كه اراده تجديد عمارت نمود، بدرود جهان گفته و سايرين هم عاجز مانده و همچنان به حالتِ خرابى باقى ماند.
بطين : به عربى دور و بعيد و شكم بزرگ و(چو زبير) نام شاعرى و هم دويّمين منازل بيستوهشت گانه ماه كه مانند سه پايه، بر شكل مثلّث و از سه ستاره كوچك مركّب، و موقع آن بطنِ حَمَل، و ازآن رو كه نسبت به سه ستاره بطن حوت كوچك تر است، تصغير كرده و «بُطَيْنْ» ناميده اند: