قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٦٧
خفيف و يا از سبب ثقيل و وتد موصول حاصل شده باشد، كه اوّلى را «فاصله صغرى» ناميده و دويّمى را«]فاصله [كبرى» خوانند; و به عبارت ديگر روشن، فاصله صغرى، كلمه چهار حرفى را گويند كه سه اوّل آنها متحرّك باشد، همچو: بِكَرَمَت، و كبرى، الفاظ پنج حرفى را گويند كه چهار اوّل آنها متحرّك بود، همچو: غَمِ وَطَن.
على الجمله، چون غالب اين بحور نوزده گانه در السنه، داير ولى اغلب از حقيقت آنها غافل بوده و كتابى كه در حلِّ مرام، مرجع باشد، معمول نبود، ازاين رو به طريق اجمال نقاب از روى نگار برداشته و علاوه بر آنچه مذكور افتاد، به كشفِ اجمالىِ معانىِ عروضيّه هريك از بحور نوزده گانه پرداخته و مى گوييم كه اوّلين آنها:
١. هزج ر هزج.
٢. رجز: كه اصلِ آن هشت بار مُستَفعِلُن و اوّلِ هر ركنى، دو سببِ خفيف و آخرِ آن يك وتدِ موصول است:
«تا كى غمِ دل گفتنم در خانه با ديوارها *** خواهم زد از بى طاقتى فرياد در بازارها».
و ازآن رو كه رجز در لغت عرب به معنىِ سرعت و اضطراب بوده و بيشتر اشعارى كه عربان در جنگ و معركه و مفاخرت از خود و عشاير خود به زبان رانند در اين بحر بوده و در چنين اوقات، آوازْ مضطرب و حركات سريع مى باشد، بدين اسم مسمّى گرديده.
٣. رَمَل: كه اصلِ آن در عرب مسدّس و در عجم مثمّن و از شش يا هشت فاعلاتُنْ مركّب و در اركان آن وتدى در ميان دو سبب خفيف و هر دو سبب خفيف در ميانِ دو وتد به همديگر بافته شده و بدين انگيزه، بدين اسم موسوم گرديده كه در لغت به معنى حصيربافتن است:
«چند گريم؟ چند نالم؟ چند باشم جفتِ انده؟ *** نيست گويى ماهرويا مر مرا زين غم رهايى».
٤. مُنسَرِح ر منسرح.
٥. مُضارع ر مضارع.
٦. مقتضب ر مقتضب.
٧. مُجتثّ ر مجتثّ.
٨. سريع: كه در اصل، مستفعلن مستفعلن مفعولات و بعد از طى و وقف، مفتعلن مفتعلن فاعلات شده و به جهت سرعتِ تلفّظ ناشى از پيشتر و بيشتر بودن اسباب بر اوتاد، بدين اسم موسوم گرديده:
«دل كه ز خوبان همه غم ديده است *** بيشتر از عمر ستم ديده است».
٩. جديد يا غريب: كه از دو بار فاعلاتن فاعلاتن مفاعلن، مركّب و ازآن رو كه از بحور مستحدثه مى باشد، بدين دو اسم اختصاص يافته:
«چو قَدَت گرچه صنوبر كشد سرى *** نبود چون قد سروت صنوبرى».
غريب: همان بحر جديد و متدارك است.
١٠. قريب ر قريب.
١١. خفيف: كه اصل آن فاعلاتن مفاعِلُن فعلن بوده و ازآن جهت خفيف گويند كه اركانِ آن، به سبب احاطه دو سبب بر وتد خفّت يافته:
«ماهرويا به خون مشتاب *** كشتن عاشقان كه ديد صواب؟»
١٢. مشاكلر مشاكل.
١٣. تقارب ر متقارب.
١٤. متدارك يا غريب ر متدارك.
متقارب ر متقارب.
١٥. طويل: كه از چهار بار فعولن مفاعيلُن، مركّب و ازآن رو بدين اسم اختصاص يافته كه جملتان حروفش ٤٨ حرف بوده و اصلاً تغييرى در آن روا نيست، به خلافِ مديد و بسيط كه با وجود اينكه حروف آنها نيز ٤٨ بوده و بر شش ركن سباعى موضوع هستند، بعضاً مطوى و موقوف مستعمل شده و ٤٦ حرف باقى مانده:
«دلارام ما را گر به وعده وفا بودى *** به نوعى بودى كاخر تسلّى ما بودى».
١٦. بسيط: كه اصولِ آن چهار بار مستفعلن فاعلن و ازآن رو كه در اوّل ركنِ خُماسىِ آن يك سبب خفيف و در بدو ركن سباعىِ آن دو سبب خفيف گسترده است، بدين اسم موسوم شده: