قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٦٥
اشكانى --->سپيدمرز.
اشكانيان: يا ارشكانيان; بنا بر مشهور مورّخين، عنوان طبقه سيّم از طبقات چهارگانه سلاطين ايران كه پايتختشان مداين و دامغان بوده و گاه است كه دولت پارت نيز گويند، بلكه لفظ پارت به نوشته احمد رفعت[ر.ض]، نام عمومى مردمانى است كه در خراسان و تبرستان ]مازندران و اطراف آن[ و جهت شرق و شمال شرقى عجمستان و پاره اى ممالك ايران مستولى بوده اند و دين مجوس و مذهب زردشتى داشته و ممالك ايشان را هم پارتيا گويند، چنانچه هريك از كيانيان]دوّمين سلسله اسطوره اى ايران[ و اشكانيان و ساسانيان را هم تا مدّتى ملوك پارتيا مى گفته اند.
و بالجمله طبقه اشكانيان به نوشته قاموس الاعلام[ر.ض]، در ٢٥٥ و به نوشته احمد رفعت[ر.ض]، در ٢٥٦ مقدّم ميلادى و به فرموده ناسخ التواريخ[ر.ض]، در ٥٢٩٩ هبوطى : كه مطابق ٢٨٦ مقدّم ميلادى است : به معرفت اشك : كه شرح حالش مذكور افتاد : تشكيل يافته و پس از آنكه ٤٨١ يا ٤٨٦ يا ٤٦٢ سال سلطنت نمودند، در دست ساسانيان منقرض گرديده و به نوشته احمد رفعت[ر.ض]، بعد از انقراض، بازهم چند تن از حكم داران منسوب به اين طبقه در سمت ارمنستان مدّتى حكومت داشته اند. و در قاموس الاعلام[ر.ض]، كشف نقاب از روى همين مدّعا نموده و گويد كه اشك، برادر اردوان، آخرين اشكانيان، بعد از انقراض ايشان و انتقال سلطنت بر ساسانيان به سمت جزيره رفته و در ٢١٨ ميلادى دولتى جديد تشكيل داده و به حكمرانى آغازيدند و حكومت اين شعبه نيز ٢١٠ سال امتداد يافته، عاقبت در ٤٢٨ ميلادى بازهم به دست ساسانيان منقرض گرديدند.
بالجمله در زمان دولت اشكانيان از آن فتنه كه اسكندر انداخته و يك ملك بر چندين ملك گماشته و رسم ملوك الطوايف را معمول داشت، كار بر قتال انجاميده و هيچ طايفه يك روز از قتل و غارت نياسوده و رسوم زراعت و آداب حرفت و صناعت را فراموشيده و قانون كتابت از خاطرشان سترده و عيد را از ماتم نشناخته و همه را كار با تيغ و سنان و اكثر ايرانيان در اين جزو زمان عرضه هلاك گرديده و ازاين روى، قصّه اشكانيان علاوه بر اختلال عمومى مطالب تاريخيّه، اغتشاشى خصوصى پيدا كرده و مانند تاريخ مغول و تاتار خيلى كمتر و بى ترتيب نگارش يافته و در قاموس الاعلام[ر.ض]، اسامى اشكانيان و مدّت سلطنت ايشان را موافق بعض تواريخ ايرانى، به قرار ذيل مى نگارد:
١. اشك ١٥سال
٢. اشكان خال اشك ٩سال
٣. اشك ثانى ابن اشكان ٧سال
٤. شاپور ابن اشك ٦٠سال
٥. بهرام ابن شاپور ٥٠سال
٦. بلاش ابن بهرام ١٦سال
٧. هرمز ابن بلاش ١٩سال
٨. نرسى ابن بلاش ٤٠سال
٩. فيروز ابن هرمز ١٢سال
١٠. بلاش ثانى ابن فيروز ١٢سال
١١. خسرو ابن بلاش ٤٠سال
١٢. بلاشان ابن بلاش ١٢سال
١٣. اردوان ابن اشغ ٢٩سال
١٤. خسرو ابن اشغ ١٩سال
١٥. بلاش ثالث ابن اشغ ١٢سال
١٦. گودرز ابن بلاش ٤٠سال
١٧. نرسى ابن گودرز ٢٠سال
١٨. گودرز ثانى ابن نرسى ١٥سال
١٩. اردوان ثانى ابن نرسى ٣٠سال
و بنابراين تمامى دوره سلطنت اشكانيّه ٤٥٧ سال بوده و با آنچه از مدّت سلطنتشان نگارش يافت، چندان مغايرت نباشد، خصوصاً با فرموده ناسخ التواريخ[ر.ض]. و تعجّب از قاموس الاعلام[ر.ض]است كه بعد از ذكر لوحه فوق، گويد: بنابراين حكومت اشكانيان ٣٩٧ سال بوده و حال آنكه ٤٨١ سال بودن دوره ايشان معلوم است. پس مفهوم مى گردد كه مورّخين ايران اسامى بعضى از اشكانيان را فراموش كرده اند. پس گويد كه چون چهار