قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٦
بر جبين، نقش «كن» از خون دل ما خالى *** تا بدانند كه قربان تو كافر كيشم
شعر خونبار من اى دوست بَر يار بخوان *** كه ز مژگان سيه بر رگ جان زد ريشم
دامن از رشحه خونِ دل ما، درهم چين *** كه اثر در تو كند گر بخراشى ريشم
من اگر رندم و گر شيخ چه كارم با كس *** حافظ راز خود و عارف وقت خويشم
پس از آن استفسار، پيش نفس خودم بسيار شرمسار شدم و آن مطلب «قاموس المعارف» را به پايان رساندم».[١]
٣. بهره گيرى از وقت
او نسبت به وقت خود بسيار بخل مىورزيد و هرگز حاضر نبود عمر خود را در موضوعات كوچك بالأخص دنيوى صرف كند. و كارهاى غير علمى را به مقدار ضرورت انجام مى داد آنگاه بقيه را به مطالعه و تحقيق مى پرداخت.
نگارنده از خود مؤلف شنيدم كه فرمود: من كتاب «فرهنگ نگارستان» را به هنگام صرف صبحانه نوشتم زيرا آماده سازى آن، گاهى وقت مى برد كه من از آن وقت در نگارش اين كتاب استفاده كردم و در مدت شش ماه تأليف آن را به پايان رساندم، اينك وى در آغاز اين كتاب چنين مى نويسد:
«بعد از اين كه به تأييد حضرت دادار به طبع «فرهنگ نوبهار» موفق شدم چندى از ساعات و دقايق خود را به حسب تقاضاى فرزندم على اصغر به جمع الفاظ مترادفه فارسى گماشتم و ارمغان احباب و دانش طلبان نمودم و چون نخستين قدمى است كه در چنين عرصه برداشته و نخستين قلمى است كه در اين موضوع نگاشته شده، اميد كلى آن كه به نظر منصفانه نگريسته و به اغماض از سهو و خطاى آن اگر واقف شوند ممنون و متشكرم نمايند و آن را به فرهنگ بهارستان ناميدم».[٢]