قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٢
هندسه نوشته و شرح هاى بسيارى از اهل فن به همين كتاب نگاشته و بالفعل در اوروپا و ممالك فرنگ و تمام بلاد مشرق، مشهور و محلّ اعتماد عمومِ محصّلين بوده و تا به حال : كه از ٢٢٠٠ سال بيشتر از تأليف آن مى گذرد : متروك نشده و در تمامى ممالك، معمول و متداول، و اصل آن ١٣ مقاله بوده كه ٢ مقاله هم شاگرد او، اسقيلاوس، بدان افزوده و ١٥ مقاله گرديد، و كراراً به عربى ترجمه شده، از جمله اسحق ابن حنين تمامى آن را به عربى نقل داده و ثابت ابن قرّه اصلاحش كرده و خواجه نصيرالدّين طوسى اين دو ترجمه را ملخّص فرموده و همين ملخّص است كه در اين زمان به تحرير اقليدس مشهور گرديده و در ١٢٩٨ هجرى در تهران به طبع رسيده و تدريس آن در ميان اهل فضل معمول است و بيشتر، همين كتاب را نيز به نام مصنّف خود مسمّى دارند و رجوع به «هيئت» هم نمايند.
اوقِنوت : صبح كاذب.
اوقيانوس : (ر) به موجب اساطير قديم يونانيان، نام خداى دريا بوده كه پدرِ اوقيانيده]نوعى پرى دريايى[است و ايضاً نام يونانى و اوروپايى قديم بحر محيط كه در نزد عرب نيز قبول و معرّب گرديده و بنابر مشهور، ٥ دريا را بدين اسم، موسوم دارند:
اوقيانوس اطلس، اوقيانوس كبير يا اعظم، اوقيانوس منجمد جنوبى، اوقيانوس منجمد شمالى، اوقيانوس هند.
و رجوع به «محيط» هم نمايند و در اصطلاح جغرافيايى، پنجمين قطعات خمسه عالم و كوچك ترين آنها كه به اوقيانوسيّه و اوقيانيا يا اوسيانيكا و برّ كوچك و عالم بحرى نيز موسوم و به نوشته كشف القناع[ر.ض] بنام ملاسيا و اوستراليا و بلينيسيا، به سه قسمت مقسوم است كه هر قسمتى هم به جزاير بسيارى مشتمل است:
١. ملاسيا: كه مالزى و مالزيا نيز گويند، در جنوب چين واقع، و عبارت از سمت غربى اوقيانوسيّه است.
٢. اوستراليا: كه در محلّ خود مذكور افتاد.
٣. بلينيسيا: يا پُلينزى كه قسمت شرقى اين قطعه است.
و بعضى از اهل فن، موافق ذيل به ٤ قسمت كرده:
١. مالزى: كه مذكور افتاد.
٢. ملانزى: كه قسمت جنوب غربى اوقيانوسيّه بوده و اوستراليا هم جزو همين قسمت است.
٣. پُلينزى: كه نگارش يافت.
٤. ميكرنزى: كه حصّه شمالى اين جزاير است. بالجمله، قطعه اوقيانوسيّه، جزاير بسيارى است در بحر محيط كه بزرگ ترين آنها اوستراليا بوده و اين قطعه تا ١٨٠٠ ميلادى در شمار ممالك آسيا بوده، پس به پاره اى مناسباتِ ملحوظه، تفريق و تحديدش نموده و قطعه اى ديگرش منظور داشتند. و وسعت آن تقريباً يك ربع آسيا و شش معادل ايران و نفوس آن در حوالى ٣٥مليان، و تمامى اراضى آن در تصرّف دوَل شش گانه انگليس و هلند و فرانسه و اُتازونى]آمريكا[ و پرتقال و آلمان مى باشند.
اوقيانوسيّه; اوقيانيا ر اوقيانوس.
اوقيانيده : به اساطير قديم يونانيان، نوعى از پرى هاى دريا كه دخترِ آن اوقيانوس، خداى بحر، مى باشد.
اوقيه ---> درهم و دينار و من.
اوك : (چو خوك) قلعه اى است ميان فراه]در افغانستان[ و سيستان.
اوكان : (چو چوگان) پهلوانى بوده از لشگر فريدون]ششمين پادشاه پيشدادى[.
اوكتابر;اوكتابرا : نام ماهِ هفتم روس ها.
اوكتاى : پسر سيّمين چنگيزخان كه بعد از وفات پدرش در ٦٢٤ هجرى، جلوس كرده و برادران خود را به حكومت چين و خوارزم]در ازبكستان [و اويغور]قومى در آسياى مركزى و غرب چين[ و سمرقند]در ازبكستان [تعيين كرده، و موافق نوشته بعضى از مورّخين عثمانى در مسكو و روسيّه و سمت شمالىِ چين و تركستان و مغولستان و لهستان و مجارستان و ارمنستان و بعضى ممالك هندوستان متصرّف و حكمران بوده و عراق عجم و كرمان و خراسان، بلكه تمامى ايران را ضبط نموده و بعد از ١٣ يا ١٥ سال حكمرانى در ٦٣٧ يا ٦٣٩ ]هجرى [وفات يافت. و با وجود جسارت، عادل و در امور مملكت، صاحب يدِ طولا بود، و از آنچه مذكور افتاد، وجه لقب او