قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٦٥
امتداد تا ظلماتِ شمال، نزد جغرافيين عرب، بدين اسم هم مسمّى گرديده و رجوع به «محيط» هم شود.
بحر عدن ---> بحر احمر.
بحر عمّان : دريايى است مابين سواحل سند و بلوچستان و مسقط و عمّان واقع و هم درياى ديگرى است كه به بحر بصره و بحر فارس و بحر هند نيز موسوم، و طولاً ٤٦٠ و يا ١٠٧٠ وعرضاً ١٨٠ فرسخ و مابين آن و بحر قلزم، ٥٠٠ فرسخ راه است كه جزيرة العرب گويند و از كلماتِ بعضى مفهوم مى گردد كه عمّان، بحر هند را نيز گويند.
بحر غز ر بحر خزر.
بحر غمام ---> بحر عمّان.
بحر فارس ---> قلزم.
بحر قلزم ---> قلزم.
بحر قوره : بحر اصفر[ر.م] است.
بحر قوزغون : نام تركمانى بحر خزر است.
بحر كاشغر : دريايى است در نزديكى كاشغر[در چين]، كه اگر كسى سنگى در آن اندازد، چنان طوفان شود كه بيم هلاك نزديكان گردد.
بحر گرگان; بحر گيلان : بحر خزر است.
بحر لوط : درياچه بزرگى است در فلسطين.
بحر مانش : درياى مابين فرانسه و انگلتره]انگلستان [كه فُورتَنَه[هواى شديد و تموّج دريا] آن به غايت شديد و سفاين بسيار، محلِّ خطرات بى شمار مى باشد.
بحر متوسط ---> بحر ابيض.
بحر محيط : دريايى است كه به تمامى كره محيط، و بحر محيط شرقى[اقيانوس آرام] و غربى]اقيانوس اطلس [بدو، مانند دو خليج است.
بحر محيط اطلاسى : يا بحر اخضر يا بحر ظلمات يا بحر محيط غربى; دريايى است وسيع، مابينِ اوروپا و امريكا و افريقا واقع، و از اكثر بحار عميق تر، و مساحت آن تقريباً صدمليون كيلومتر بوده، و داراى پاره اى رشته هاى تحت البحرى است كه واسطه ارتباط اوروپا و امريكا جنوبى وشمالى به يكديگر مى باشند، و فرانسوى ها «آتلانتيك» (Atlantique)گويند.
بحر محيط شرقى : بحر محيط كبير[ر.م] است.
بحر محيط غربى : بحر محيط اطلاسى است.
بحر محيط كبير; بحر محيط معتدل : دريايى است مشتمل بر جزاير بسيار و بى شمار، مابين امريكا و آسيا و اوستراليا.
بحر مظلم : به نوشته اختيارات[ر.ض درياى بزرگى است در درياى مغربر.م] واقع، و از آنجا به جانب يأجوج و مأجوج ممتدّ شده، و به حدود سدّ ذوالقرنين منتهى گردد.
بحر مغرب : يا بحر اكبر يا بحر اندلس يا بحر طنجه يا بحر سودان; به نوشته ياقوت حموى[ر.ض]، قطعه اى است از بحر محيط غربى و به زعم اختيارات[ر.ض]، عرض و طولش غيرمشخص، و بهواسطه عظمت، عبور در آن غيرميسّر، و جزاير خالدات ]جزاير قنارى [كه در آب مغمور شده جزو اين دريا بوده و به زبان بعضى اهل فنّ، اوقيانوس و بعضى ديگر بحر هند نيز گويند.
بحر منجمد جنوبى : درياى بزرگى است كه به جهات جنوبيّه اوروپا و امريكا و اوستراليا محيط[است].
بحر منجمد شمالى : درياى بزرگى است كه به جهات شماليّه آسيا و امريكا و اوروپا محيط بوده و از كثرت انجماد، سيرِ سفاين در آن، خصوصاً در جوار قطب، در حالِ انحلال نيز متعذّر و غيرقابل الحصول است.
بحر نجف : درياچه اى است در جنوب غربى نجف و نهر فرات كه از بعضى جداولِ منفصله از نهر مذكور تركيب يافته، و فضلاب آن بازهم به خود نهر مى ريزد.
بحر نهنگ آثار; بحر نهنگ آسا : كنايه از شمشير آبدار است.
بحر نيطس : محرّف بحر بنطس[ر.م] است.
بحر وسيع : فلك و آسمان و دست صاحب همّتان.
بحر هند : يا بحر عمّان يا بحر فارس يا بحر سند;