قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٥٥
است شهير در كنار رود نيل از بلاد اقليم سيّم و هوايش خرّم و به گرمى مايل و آبش معتدل و اهالى آن آب چاه هايى كه از آب نيل مى كشند، مى آشامند و در زمان قديم به اعتبار علوم و فنون و تجارت، مشهورترين بلاد عالم و نشيمن قونسولان]كنسولان و نمايندگان [دول معظمه و محلّ تردّد سفاين]كشتى ها[ و تجارت آن داير، و به نام جديد و قديم به دو قسم مقسوم، و در صدر اسلام مقرّ اداره بلاد مصر بوده و ازآن رو كه بعضى از سلاطين دوستدار علم بودند، چند كتابخانه : كه دو تا از آنها خيلى ممتاز ومشهور هر ديار بود : بنا نموده بودند، و حال آنكه نه كاغذ داشتند ونه چاپخانه و بايستى كه تمام كتاب ها را : موافق آنچه بعضى از اواخر تصريح كرده : در روى تومارهاى پاپيروس بنويسند. بنابراين تمامى كتب خيلى نادرالوجود و گران، تحصيل شده و ممكن بوده كه تمامى زحمات چندين گانه نويسندگان بزرگ به حادثه مختصرى تلف باشد، زيراكه از هر كتاب زياده بر يك نسخه نبود.
و نيز در اين شهر باغى بود كه در آن انواع گل و گياه يافت مى شده و محلّ مخصوص از براى عمل شيميايى ساخته و عمارتى نيز از براى علما پرداخته بودند كه روى هم رفته اين ابنيه را موزه گويند. عاقبت در ٤٧ ميلادى به سبب غلبه دولت روما]امپراتورى روم[ اساس تمدّن منهدم و اكثر مساجد و معابد خراب و بزرگ ترين كتابخانه ها : كه بر سيصدهزار مشتمل بلكه به نوشته بعضى مورّخين عثمانى، هفت صدهزار كتاب را متضمّن بود : محترق گرديده و شراره آن الى الابد باقى ماند و يا اينكه چون اين شهر در سال بيستم هجرى مفتوح لشگر اسلام گرديد، يحيى نحوى : كه هفتمين اسكندرانيّون[ر.م]بوده و به نوشتهناسخ[ر.ض]، دين اسلامى را هم قبول كرده بود : در محضر عمروعاص : كه سردار لشگر اسلام بود : وصف كتابخانه را معروض داشته و ازآن رو كه از اجلّه اهل علم بوده و در فنون طب و منطق و فلسفه يد طولا داشت، كتب حكمت را از عمروعاص خواستار گرديد. عمرو هم صورت قضيّه را به عمر مكتوب داشته و استيذان نمود. عمر رخنه خلافت باطله خود را منظور نظر داشته و حرف باطل را كسوت حق پوشانيده و گفت كه اگر مطالب آن كتاب ها مخالف قرآن است، در سوزاندن رطب و يابس چند باكى نيست و اگر موافق آن است، ديگر چه حاجت داريم به حمل هاى گران و ترجمه چندين زبان; «كفانا كتابُ الله». پس حكم قطعى از مصدر خلافت به سوزاندن كتابخانه صادر و شفاعت عقلا كارگر نيفتاده و عمرو ابن عاص خزانه كتبى را كه جميع علوم و فنون متصوّره و تاريخ عالم از زمان آدم(عليه السلام)تا عهد حضرت خاتم(صلى الله عليه وآله) در آنها مثبت و سلاطين نامدار در جمع آورى آنها متحمّل زحمات بسيار بوده و خزاين بى شمار صرف كرده بودند به حمّام هاى اسكندريّه : كه در آن اوان به قول سعيد ابن بطريق بالغ به چهارهزار بوده : قسمت نموده و مدت شش ماه تمامى آنها را با كتاب ها گرمانيدند. و از جام جم[ر.ض]در كيفيّت احراق كتابخانه نقل است كه جوليوس، قيصر روم : كه در ٩٨ مقدّم ميلادى تولّد يافت با مصريان جنگ داشته و سفاين ايشان را : كه روبه روى اسكندريّه بود : آتش زده و حريق از كشتى هاى ساحل به يك سمت شهر سرايت نموده و كتابخانه مشهور اسكندريّه را : كه سلسله بطالسه]حكمرانان مصر در قرن ٤ تا ١ ق.م[ در ظرف دويست سال جمع كرده و عدد آنها چهارصدهزار و يا هفت صدهزار بوده : به كلّى سوخته و تأسّف اين كار تا قيامت بماند و بنابراين مظنون آن است كه احراق كتابخانه مقدّم بر تاريخ ميلادى باشد. على الجمله اصل احراق كتابخانه از مسلّمات تاريخيّه بوده، اگرچه در وقت آن و عدد كتاب ها، محلّ خلاف و ممكن است كه چندين دفعه وقوع يافته باشد.
و در بناى اسكندريّه على الاجمال مى گوييم: چنانچه در ترجمه «اسكندر رومى» اشاره نموديم، ذوالقرنين اكبر شهرى بنا نهاده و به ماكدونيا]مقدونيه[ موسومش ساخته و پس از هزار سال آبادانى، هزار سال ديگر هم خراب مانده تا آنكه اسكندر رومى به عمارتش پرداخته و اسكندريّهاش ناميد. بالجمله شهرى كه اكنون موجود و به همين اسم موسوم است، از بناهاى اسكندر رومى است كه در ٣٣١