قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٠
|
حگايت |
ر |
حكايت |
|
گذارش |
ر |
گزارش |
|
يانزده |
ر |
يازده |
|
خلانوش |
ر |
خلالوش |
|
هلانوش |
ر |
هلالوش |
در صفحه ٥٤ در مورد كلمات مختوم به «ه» مى گويد: «در حين اتّصال به ياى ضمير و وحدت و نسبت به ى، ملفوظ شده و به ه مرقوم بوده و همزه اى در فوق آن مى گذارند: هنوز تو خوابيده كه در محلّه شما خانه خريدم و به مردى ساده بخشيدم»; امّا مصحّح براى سهولت در خواندن و بر حسب رسم الخطّ امروزى، به جاى «ه»، «ه اى» آورده است.
همچنين حتّى المقدور عنوان فصول كتاب و نيز شماره گذارى كتاب كه گاهى با حروف و گاهى با عدد بود، به صورت يكسان آورده شد.
ديگر تغييرات و تصحيحات به شرح زير مى باشد:
ص ٤٦، س ١٥ ثغ با فاء سعفص ر فغ با فاء سعفص
ص ٤٩، س ٢٢ لفظ قديم قلم لار ر لفظ قلم قديم لار
ص ٥١، س ٢١ ديگر بخشد، همچو ر ديگر نبخشد، همچو
ص ٥٥، س ٦ جوى مولتان آيد ر جوى موليان آيد
ص ٥٩، س ١٤ اضداد گويند. همچو: ر اضداد گويند.
ص ٥٨، س ٣ گر مطرب و حريفان... بخوانند ر گر مطرب حريفان... بخواند
ص ٦٠، س ١٧ نكره ساختن يك كلمه لفظ به ر نكره ساختن كلمه، لفظ «يك» به
ص ٦٧، س ٨ كاف تضمير بر ر كاف تصغير بر
ص ٦٧، س ٢٤ پنجاه رفته در ر پنجاه رفت و در
ص ٦٩، س ٢٧ صحيح است چنانچه در ر صحيح است.
ص ٧١، س ١٢ «گر» گر كه ر «گر» كه
ص ٧٣، س ٧ از آن و موافق ر از آن، موافق
ص ٨١، س ٣ اجزاء امكان كه ر اجزاء مكان كه
ص ٨١، س ١١ كه خوردگى و كوچكى ر كه خردگى و كوچكى
ص ٨١، س ٢٣ براى خوردى و كوچكى ر براى خردى و كوچكى
ص ٩٠، س ٢ به حالت حالت سكون ر به حالت سكون
ص ١٠٤، س ١١ به اوّلى ماضى ر به اوّل ماضى