قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٩٥
در هزار جزوطلامس
الياژهاى سكّه زنى٩٠٠١٠٠
الياژ زرگرى٩٢٠٨٠
الياژ نشان سازى٩١٦٨٤
و الياژ ديگرى از طلا جهت ساختن اَوانى]ظروف [و ظروف ذهبى مى سازند كه مس آن ١٠٠٠٣٤٠ طلاى آن است و در اين حالت در روى آلات مصنوعه از آن، نشانى جهت امتياز، حك يا منگنه مى نمايند. و امّا نقره را هم با مس الياژهاى عديده به وجود آيد كه اختلاف آنها بهواسطه كمى و زيادتى نقره است و الياژهاى معروفه آن و مقادير مس ونقره موافق لوحه ذيل است:
در هزار جزونقرهمس
الياژهاى سكّه زنى٩٠٠١٠٠
الياژ زرگرى٨٠٠٢٠٠
الياژ نشان سازى٩٥٠٥٠
الياس :(ر) به نوشته قاموس الاعلام[ر.ض] از جمله انبياى عظام بنى اسرائيل(عليهم السلام) بوده كه در قرن نهم مقدّم ميلادى از بعلبك]در لبنان[ ظهور نموده و معجزات بسيارى آورده و بنى اسرائيل را از بت پرستى نهى كرده و ازاين رو تعقيبش كردند. پس غالباً در صحراها و مغاره ها امرار وقت كرده و عاقبت در ٨٨٠ مقدّم ميلادى به آسمان رفع شده و اَليَسَع(عليه السلام)]از انبياى بنى اسرائيل در قرن٨ ق. م [در امر نبوّت خلف وى گرديد.
اليز : (چو تميز) اليزيدن[ر.م] و امر و فاعل از آن.
اَليزيدن : آليزيدن[ر.م].
اليسع : (چو بدنظر) معرّب اليشع[ر.م].
اليشع : (چو حقيقت) به لغت عبرانى، به معنى فرج الله و بالخصوص نام نامى يك از انبياى بنى اسرائيل(عليهم السلام) كه در قرن هشتم مقدّم ميلادى در بعلبك]در لبنان[ ظهور فرموده و مردم را از عبادت اصنام نهى و به اوامر الهيّه ترغيب نموده و : چنانچه اشاره نموديم : در نبوّت خلف الياس(عليه السلام)]از انبياى بنى اسرائيل در قرن٩ ق. م [گرديد و جمعى آن حضرت را ابن العجوز گويند، كه مادرش در پيرى او را زاييده بود، و معجزه اش شفا دادن كور وزنده كردن مرده و راه رفتن بر روى آب بوده و به زعم بعضى، عمّ حضرت الياس(عليه السلام)بوده است.
اليعذر : (چو على نظر) نام پسر دويّمينِ موسى ابن عمران(عليه السلام)كه از صفورا، دختر شعيب(عليه السلام)، به وجود آمد.
آيين بيستوهفتم