قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٧
مى نگارد كه جمشيد تمامى طوايف مردم را به چهار قسمت كرده و هريكى را به اسم خاصّى مسمّى كرده و از براى هريكى وظيفه معيّنى مقرّر داشت:
١. كاتوزى: كه در كوه ها و غارها سكنى كرده و به عبادت حق و كسب علوم بپردازند.
٢. نيسارى: كه سپاهگرى را بياموزند.
٣. نسودى: كه كشت و زراعت كنند.
٤. اهنوخوشى: كه به انواع حِرَف و صنايع اشتغال يابند، و اين است كه همين كلمه را به صنعت و حرفت و اهل حرفت نيز اطلاق كنند.
اهنود : (چو بدنظر) نام روز اوّل خمسه مسترقه قديم]پنج روز آخر سال در تقويم ايران باستان[ كه در «تاريخ فرس» خواهد آمد.
اهوار : (چو هموار) واله و حيران و معشوق و جانان.
اهواز : مخفّف آهواز.
اهور : (چو اكبر) اهوار[ر.م].
اَهوَز : نام تيراندازى بوده قادر و ماهر كه در عهد انوشيروان با سيفِ ذى يَزَن]امير يمن در قرن ٦م[ همراه رفته و پادشاه حبشه]اتيوپى [را بر روى تختش با يك تير كشته و ملكش را تملّك نمود.
اهون : (چو درون) آهون[ر.م]، افراداً و تركيباً.
اهيانه : (چو افسانه) آهيانه[ر.م].
اهيمه : (چو حكيمه) نام يكى از دو ايالت سمت جنوبى ژاپون، كه در شمال غربى جزيره سيقوق]در جنوب ژاپن [واقع، و تخميناً داراى سه كرور نفوس مى باشد.
آيين سىويكم