قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢١٠
پيموده و معتقد بود بر اينكه روح ابومسلم خراسانى در وى حلول كرده است. عاقبت وى در سال ١٤٢ يا ١٤٣ يا ١٤٥ هجرت به امر منصور عبّاسى به قتل رسيد. از تأليفات او است:ترجمه كتاب آيين نامه; ترجمه كتاب التاج فى سيرة انوشيروان; ترجمه كتاب خداى نامه; ترجمه كتاب كليله ودمنه (ريحانة الادب، ج٨، ص ٢٢٢)[.
ابن نباته : ]عبدالرّحيم بن محمّد بن اسماعيل يا محمّد بن نباته فارقى حذاقى خطيب حلب و كنيه اش ابويحيى و از ائمّه علوم ادبيّه و صاحب خطب معروفه در ادبيّات مى باشد كه به خطب ابن نباته معروف و محلّ توجّه اكابر بوده. ازآن رو كه مخدومش، سيف الدّوله، حرصى قوى به جهاد داشته اكثر خطبه هاى او راجع به تحريص مردم به جهاد و نصرت و يارى سيف الدّوله مى باشد. ابن نباته به سال ٣٧٤ يا ٣٩٤ هجرى در موطن خود، شهر ميافارقين، از بلاد دياربكر]در تركيه [درگذشت (ريحانة الادب، ج٨، ص ٢٤٥)[.
ابواسحاقىرفيروزه.
ابوالاسود : ]ابوالاسود ظالم بن ظالم دئلى يا دولى يا ديلى، از اكابر و اشراف فقها و شعرا و نحويّين و مردمان بافطانت و حاضرالجواب و نادره گوى و از اعيان و سادات محدّثين تابعين و از خواصّ اصحاب اميرالمؤمنين(عليه السلام)مى باشد. وى نخستين كسى است كه قرآن مجيد را اعراب گذاشت و بسيارى از قواعد نحويّه را بر روى همان اصل و اساسى كه از زبان معجزبيان اميرالمؤمنين(عليه السلام) دريافته بوده، چيده و مرتّب نموده. ابوالاسود در سال ٦٩ يا ٩٩ هجرى در بصره به مرض فلج يا طاعون عام درگذشت (ريحانة الادب، ج ٧، ص ١٤)[.
ابوالاطبّا : اسقليبيوس[ر.م] است.
ابوالانبيا --->ارفخشد.
ابوتمام : ]حبيب بن اوس بن حارث بن قيس بن اوس طائى عاملى شامى معروف به ابوتمام، از مشاهير ادبا و شعراى عرب بلكه اشهر و اشعر ايشان. از كثرت ابتكار معانى طريفه به صيقل المعانى ملقّب]بود[. در عهد معتصم، هشتمين خليفه عبّاسى به تمامى شعراى وقت مقدّم بود و در مدح اهل بيت عصمت(عليهم السلام) نيز اشعار بسيارى گفته. وفات ابوتمام به سال ٢٢٦ يا ٢٢٨ يا ٢٢٩ يا ٢٣١يا ٢٣٢ هجرى در موصل واقع شد (ريحانة الادب، ج ٧، ص ٤٥)[.
ابوجهل : كنيه عمرو ابن هشام، از مشايخ معدوده قريش، كه در دوره اوّل]عصر جاهليّت[ به ابوالحكم مُكنّى بوده و اخيراً : بنا بر خباثتى كه به هيچوجه درباره حضرت رسالت مأبى (صلى الله عليه وآله وسلم) فروگذارى نداشت : به همين كنيه اشتهار يافته و در سال دويّم هجرى در غزوه بدر در هفتادسالگى بدورد جهان گفته و سرش را از بدن جدا كرده و حضرت رسول خدا حمد نمودند كه فرعون امّت مرحومه، مقتول گرديد.
ابوحنيفه :]نعمان بن ثابت بن زوطى يا مرزبان يا كامگار يا طوس يا ماه يا هرمرزد بغدادىّ المسكنوالمدفن، يزدجردى النّسب، امام الاعظم اللّقبوالشهرة ابوحنيفة الكنية. اوّلين ائّمه اربعه فروعيّه اهل سنّت و جماعت مى باشد كه در باطن مذهب زيدى را داشت و از مشاهير و اكابر تابعين بود. جدّ ابوحنيفه از اهل كابل طخارستان و از موالى بنى تيم الله بن ثعلبه بوده و نخست از كفّار و ملل بيگانه بوده تا در يكى از جنگ هاى اسلامى اسير مسلمانان شد و به دين مقدّس اسلامى مشرّف و پسرش، ثابت، پدر ابوحنيفه نيز در ايّام اسلام وى به وجود آمد و خود ابوحنيفه به سال ٨٠ يا ٨٢ هجرت در كوفه متولّد گرديد. از تلامذه حضرت صادق(عليه السلام)بوده و از انوار علميّه آن امام حقيقت اقتباس نموده و اخيراً به هر وسيله كه بوده از آن حضرت منحرف شد. وفات ابوحنيفه در ماه رجب يا شعبان ١٥١ يا ١٥٢ يا ١٥٣ هجرى در بغداد واقع شد. از تأليفات او است: الفقه الاكبر; المسند; المقصود (ريحانة الادب، ج٧، ص ٧٦)[.
ابوخالد : به نوشته مراصد[ر.ض]، كنيه درياى قُلزُم]درياى سرخ [است كه فرعون در آنجا غرق گرديد.
ابوخلسا; ابوخنسا : (هر دو چو اَبودَردا) شنگار[ر.م]است.
ابودلامه : ]زند يا زبد بن جون، غلامى بوده حبشى سياه رنگ از موالى بنى اسد. وى شاعر مخصوص سفّاح، منصور و مهدى عبّاسى و به جهت ضعف عقيده مذهبى به