قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٦٦
|
اقسام ضمائر |
متكلم |
مخاطب |
غايب | |
|
متّصل فاعل |
مفرد جمع |
گفتم گفتيم |
گفتى گفتيد |
مستعمل نيست مگر مستتراً ويا اينكه دال در مضارع غايب ضمير مفرد است. گفتند |
|
متّصل مفعول |
مفرد جمع |
مى ديدم مى ديدمان |
گفتمت كفتمتان |
گفتمش گفتمشان |
|
متّصل مضاف اليه |
مفرد جمع |
اسبم اسبما،اسبمان |
اسبت اسبتان |
اسبش اسبشان |
|
منفصل فاعل |
مفرد جمع |
من گفتم ما گفتيم |
تو گفتى شماگفتيد |
او گفت ايشان گفتند |
|
منفصل مفعول |
مفرد جمع |
مرا زد ما را زد |
ترا زدم شما را زدم |
او را زدم ايشان را زدم |
|
منفصل مضاف اليه |
مفرد جمع |
كتاب من كتاب ما |
كتاب تو كتاب شما |
كتاب او كتاب ايشان |
بخش دويّم: عَلَم و آن، اسمى است كه بر شخصى يا چيزى معيّن موضوع شده و مسمّى خود را به طور محدود افاده نمايد. پس اگر متضمّن مدح يا قدح مسمّاى خود باشد، آن را لقب گويند: ميرزا، شاهزاده، منصورالدّوله; و الاّ اسم خوانند: بهرام و اسفنديار و خداداد; و به هر حال گاهى مفرد باشد و گاهى مركّب، چنان كه از مثال ها روشن است.
بخش سيّم: اسماء اشاره كه موضوع است براى تعيين مشاراليه و شخصى يا چيزى را معيّن نموده و به اشاره، نشان دهد و آن را دو صيغه است: «اين» در واحد قريب و «آن» در واحد بعيد و گاهى به حكم ضرورت برعكس هم باشد. انورى:
مقدار شب از روز فزون بود و بدل شد *** ناقص همه اين را شد، زائد همه آن را
و در جمع اين دو صيغه از روى قاعده كلّيّه، «آنان» و «اينان» گويند در ذوى العقول، «آن ها» و «اين ها» مطلقاً چنانچه مشروحاً خواهد آمد.
و در اينجا چند دستور است:
١) چنانچه ضمائر را مرجعى لازم است ـ كه مذكور شد ـ در اسماء اشاره نيز مرجعى لازم و لابدّمنه است كه آن را مشاراليه گويند و بايد مشاراليه در اسماء اشاره، حسّى بوده و به يكى از حواسّ ظاهرى، محسوس و مشار باشد و ذهنى بودن آن در بعضى موارد بر سبيل مجاز و تنزيل معقول به منزله محسوس است به خلاف ضمير كه مرجع آن به حسب حقيقت، مشار به اشاره ذهنى است و از اين جا گفته اند كه اسم اشاره هماره با مشاراليه خود مذكور مى شود: