قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٨٠
بَرته : برادر كيكاووس[دوّمين پادشاه كيانى] و پهلوانى بوده ايرانى.
برتهيدن : (چو سركشيدن) غژيدن[ر.م].
برتيبا : پرستوك[ر.م].(ند)
برج : (چو شرف) و ج[ر.م] و (چو خرج) ارخلوغ[١] و وردنه و (چو تند) قريه اى است در قرب اصفهان و هم چند قريه ديگر است از سوريه و به عربى، قصر و قلعه و هم يكى از ١٢ بخشِ دوره فلكى است، كه به پارسى «ورده» و «پيواسته» [گويند]، ودر توضيح اجمالىِ اين مدّعا مى نگارد كه: كواكب ثابته غير از سيّارات سبعه مشهوره، غيرمَحصور و احصاى آنها درباره غيرِ خداىِ متعال غيرميسور مى باشد، ليكن آنچه از آنها به رصد آمده و مواضع آنها از فلك معيّن گرديده ١٠٢٢ كوكب بوده و از براى تعيين و شناسايى خود آنها و سهولتِ معرفت اسامى و درجات و سموتِ]سمت ها [آنها، ٤٨ صورتِ حيوانى و غير حيوانى : كه بهواسطه تركيب بعضى از آنها با يكديگر و وصل آنها به همديگر، بهواسطه خطوط موهومه مستقيمه، تشكيل مى يابند : تخيّل كرده اند. چنانچه ٩١٧كوكب از آنها بر نفس اين صُوَر واقع، و آنها را «كواكب داخل الصُوَر» ناميده و ١٠٥ از آنها بيرونِ اين صور واقع شده و آنها را «كواكبِ خارج الصُوَر» گويند; و چون خواهند كواكب داخل الصُوَر را بيان كنند، گويند: كوكبى كه بر سر فلان صورت است و يا بر دستِ راست آن و على هذاالقياس، و در جايى كه از كواكب خارج الصُوَر خبر دهند، گويند: كوكبى كه نزديكِ پاى راست فلان صورت و يا به قُرب دستِ چپِ آن و هكذا; و از اين صور چهلوهشت گانه، ٢١ در شمالىِ منطقة البروج بوده و ١٥ در جنوبىِ آن و ١٢ بر نفس منطقه و حوالى آن، كه صُوَر بروج دوازده گانه و اسامى آنها در اين شعر درج است:
«چون حَمَل چون ثور چون جوزا و سرطان و اسد *** سنبله ميزان و عقرب، قوس و جدى و دلو وحوت»
و از اين بروج دوازده گانه هم حمل و ثور و جوزا را بروج بهارى يا ربيعى گفته، و سرطان و اسد و سنبله را صيفى يا تابستانى خوانده و ميزان و عقرب و قوس را خريفى ناميده، و سه آخرى را زمستانى يا شتايى گويند، و برج اوّل هر يك از فصول را «منقلب» خوانده، و برج دويّم آنها را «ثابت» نام كرده، و برج آخرين آنها را«ذوجَسَدين» خوانند; و به تقسيم ديگر، شش برج بهارى و تابستانى شمالى باشد و عالى و صاعد، و شش برج ديگر، جنوبى و منخفض و هابط باشد; و به تقسيمِ ديگر، حَمَلْ، مذكّر و نهارى است و ثور، مؤنّث و ليلى، و به همين ترتيب، يكى مذكّر و نهارى باشد و ديگرى مؤنّث و ليلى، و نيز به نام آتشى و بادى و آبى و خاكى، به چهار قسم باشند كه در عنوان «مثلّثه» خواهد آمد.
و به جهت اختصار و عدم خروج از موضوع كتاب، از ذكر باقى صور سىوشش گانه صرف نظر نموده و فقط چندى از آنها را كه در السنه داير و عامّه را بر ياد گرفتن آنها حاجت افتد : كه عبارت از: جبّار و فكّه و عوّا و حوت و بنات النعش و عيّوق : باشد، با شرحِ اجمالىِ هريك از بروج دوازده گانه در محلّ مناسب خود، مذكور و ثبتِ اوراق مى نمايد.
على الجمله دوره فلك هشتم را بهواسطه ٦ دايره عظيمه به ١٢ قسم مساوى : كه شبيه به قاچ ها و پهلوهاى خربزه مى باشند : منقسم كرده و هر قسمى را برجى نامند، كه به منزله عمارت و قصر است مر آن كوكبى را كه بدانجا حلول يابد و برج هم در لغت، قصر عالى را گويند و هر برجى را به ٣٠ بخش كرده و هر يكى را درجه گويند، و هر درجه را به ٦٠ دقيقه و هر دقيقه را به ٦٠ ثانيه و هر ثانيه را به ٦٠ ثالثه و هكذا تا عاشره، هر قدر كه حاجت افتد قسمت نمايند.
برج ثريّا : عبارت از برج ثور و كنايه از دهان معشوق و صاحب جمالان مى باشد.
برج دريدن : بى حجاب آمدن.
برج نمرود : عقرقوف[ر.م].
برج هلال : برج سرطان، كه خانه ماه است.
بُرجاس : (چو گلزار) به عربى، نشانه و آماجگاه تير است در هوا، چنانچه آنچه را كه در زمين باشد «هدف» گويند و
::::::::::::::::::::::::::::::::::١. ضبط لغت نامه دهخدا: «اَرخالق» به معنى نيم تنه روئين زنانه.