قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٦٤
بحر حنج : درياى بزرگى است در تركستان]در آسياى مركزى [كه به زعم بعضى، افراسياب]پادشاه توران [خود را از هام عابد خلاص داده و بدين دريا انداخت.
بحر خزر : يا حزر يا حزز يا بحر جرجان يا گرگان يا آبسكون يا ديلم يا شيروان يا قزبين يا تبرستان يا طبرستان يا مازندران يا گيلان يا باب الأبواب يا باكو; دريايى است واسع و مدوّر كه به هيچ يك از بحار، اتّصال نداشته و بزرگ ترينِ دو درياى آسيا بوده و خليجى موسوم به درياى تلخ در ميان آن موجود، و طولِ آن از مشرق به مغرب ٢٠٠ فرسخ و به نوشته كشف القناع]ر.ض [٧٥٠ ميل و عرضش ٢٥٠ ميل و آبش بهواسطه امتزاج به نفت تلخ و شور، و در آن انواع بسيارى از ماهى و در كناره هاى آن بسيارى از مرغان آبى و عبور كشتى بهواسطه شدّتِ طوفانِ آن بسيار خطرناك است. و رود ارس و كرمل[ر.م] و سفيدرود در آن منصبّ مى گردد. و ازآن رو كه قبيله غز]قبيله اى در شمال شرقى درياى خزر [در سواحل اين دريا سكنى داشته اند، بدان نسبت، سابقاً به بحر غز موسوم بوده. و خزر يا حزر يا حزز محرّف آن است. و تركمانانى كه در ساحل شرقىِ آن سكنى دارند بحر قوزغونش گفته و اوروپايى ها مرقاسپى ين خوانند، چنانچه ارسطو ارقانيايش نام نهاد و هم رجوع به «خزر» نمايند. و در جهانگيرى]ر.ض [گويد كه عوام اين دريا را به غلط قلزم خوانند.
بحر خضر ---> بحر چين.
بحر خوارزم : درياچه اى است در سه روزه اىِ خوارزم[در آسياى مركزى، كه محيط آن صد فرسخ و آبِ آمودر آسياى مركزى آنجا مى ريزدهمان درياى آرال است].
بحر دمانِ زيبقْ عمل : كنايه از ابرى است كه تقاطُر كند.
بحر روم ---> بحر ابيض.
بحر زخار : كتابى است در احكام مذهب زيديّه كه مهدىنامى از حكمداران يمن تأليفش كرده.
بحر زَنج ---> بحر بربر.
بحر ژاپون : دريايى است مابين جزيره نيپون]در ژاپن [و سواحل مانجورى[منچورى در چين و قورهكره].
بحر سفيد ---> بحر ابيض.
بحر سنجاب : دريايى است در ولايت زنگيان. دخان و بخار بر بالاى آن بوده و به زعم زنگيان، حضرت آدم(عليه السلام)در جزاير اين دريا بود.
بحر سند ر بحر هند.
بحر سودان : بحر مغرب[ر.م] و خليجى است از بحر بنطس]ر.م [كه عرضاً صد فرسخ و طولاً نامعلوم است.
بحر سوس ---> بحرالطيس.
بحر سياه ---> بحر اسود.
بحر شام : نزد جغرافيين عرب، يكى از اسامى بحر ابيض[درياى مديترانه] است.
بحر شمال : دريايى است در قطبِ شمال كه قعرِ آن نامعلوم و اسب آبى در آن بسيار و در مابين ممالك آلمانيا و بريتانيا و دانيمارقه]دانمارك [و نوروِج]نروژ [واقع و در اوقات شدّت وزش بادِ شمال، بعضاً آب آن طغيان كرده و خرابى هاى بسيار در سواحل آلمانيا و بلجيقا[بلژيك] و فلمنك]هلند [پديد آورده و ازاين رو در سواحل مذكوره سدهاى مستحكم بنا كنند.
بحر طبرستان ---> بحر خزر.
بحر طنجه : بحر مغرب[ر.م] و هم دريايى است مستطيل، به عرضِ دو فرسخ و نيم، كه يك شعبه اش تا حدود روم كشيده و ديگرى بر زمين جنوب و در بلاد زنگيان و سياهان و مغرب زمين ممتدّ مى شود.
بحر طيس : يا بحر ايدون يا بحر سوس; درياى بزرگى است كه بناى شهر قسطنطنيّه[استانبول] بر آن واقع و از عقب آن شهر به زمين روس و صقلاب]اسلاو [ممتدّ و طولِ آن ٤٣٠ فرسخ و اراضى بلغار از سواحل اين دريا است.
بحر ظلمات : بحر محيط اطلاسى است، كه به جهت