قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٤٨
گيلان]درياى خزر [آبش معتدل و هوايش به گرمى مايل و مركّباتش ممتاز و لحوم طيور و بهايمش باامتياز و حبوبات آن، خصوصاً برنجش خوب و فراوان، معدن ارباب صناعت و داد و بِستاد و تجارت است و چون در بدو حال دهى بوده كه بار تجارت از درياى مذكور آمده و در آنجا به فروش مى رسيد، به مناسبت معنى تركيبى، بدين اسم موسوم بوده و سابقاً بارفروشْ دِهْ مى گفته اند [بارفروش همان بابل است].
بارقه : به عربى و پارسى، تيغ و شمشير است و مملكتى است در جهت شمالى افريقا و نام موضعى هم است در نزديكى كوفه.
بارك : بر وزن و معنى نازك و باريك.
بارگاه; بارگى : (چو خانگى) رجوع به تركيبات «بار» نمايند.
بارگل صحرايى ---> دَليك.
بارگين : بر وزن و معنى پارگين.
بارمان : پهلوانى بوده تورانى.
بارَنُدَك ---> فراه.
بارندن : (چو پا بستن) فنجيدن[ر.م] و خميازيدن.
بارو : باروت و برج و حصار و قلعه.
بارواز : كفش.
باروت : جسمى است معروف كه به پارسى به «يمسو» هم موسوم، و مركّب از شوره[ر.م] و گوگرد و زغال]است [كه صد جزو آن از قرار نسبت زير تركيب يافته:
شوره گوگرد زغال
٧٥ ١١ ١٤
و گاه است كه بر حسب محلّ استعمالِ باروت، مانند باروت جنگى و شكارى و باروتى كه جهت استخراج معادن و كندن بعضى تخته سنگ هاى بزرگ از كوه و مانند آنها مى سازند، مقادير اين سه عنصر تغيير يابد.
و سبب كثرت قوّت باروت همين دُخانِ آن است كه چون آن را در مكان ضيّقى[تنگ] آتش زنند فى الفور دخان حادث شده و به شدّتِ تمام از جميع اطراف فشار وارد آورده و موانعى را كه در معبر خود از قبيل گلوله توپ و تفنگ و چارپاره و تخته هاى سنگ و امثال آنها مى يابد، با قوّت عقب برده و به مكان بعيدى مى پراند.
و طرز ساختن باروت آن است كه بايد شوره خالص و گوگرد مسحوق[ساييده شده] و زغال سبكوزن را كه از احتراق چوب هاى خفيفه، همچو تاك و بيد و عُشَر و اَروسه و بيدانجير و امثال آنها، از هر درختى كه زود آتش گرفته و آتش آن تند باشد، انتخاب كرده و اين سه عنصر را با آب رطوبت داده و خمير كرده و بعد آن خمير را خشكانيده، پس آن را كوفته و بر حسب محلّ استعمالات مختلفه بزرگى و كوچكى اين دانه هاى مسحوق را مراعات نمايند كه باروت دانه دار، سريع الاشتعال تر از خاكه باروت است. و اگر بسيار تند خواهند، با بول انسان و يا با شراب دوآتشه و يا يك آتشه خمير كرده و كوبيده و حبوب بسيار صغار ساخته و خشك كرده و استعمال مى نمايند، و الاّ با آب.
و بالجمله به نوشته بعضى، اوّل استعمال آن در عرب در ٤١ هجرى بوده و شيوع استعمال آن در ٦٨٥ هجرى بوده است و در بعضى تواريخ عربيّه نقل است كه اوّل استعمال آن در ٤٠٧ هجرى بوده و در مجلّه الهلال[ر.ض] گويد: مشهور در نزد اهل سير از فرنگ آن است كه مخترع آن مردى آلمانى يوحنّا شوارتزنامى بوده كه در ١٣٢٠ ميلادى، مطابق ٧١٩ هجرى اختراعش كرده. و از تاريخ شرق قديم مكشوف مى گردد كه در نزد چينيان چيزى بوده است كه در اندفاع و انطلاق و آوازِ شديد، شبيه به باروت بوده و يك نفر راهب انگليزى]انگليسى [از اهالى قرن ١٣ ميلادى هم اشاره كرده بر اينكه پيش از زمان وى، تركيبى از اين قبيل معروف بوده و ليكن از مراجعه تواريخ اسلاميّه، استكشاف توان نمود كه جماعت عرب در استعمال باروت پيش قديم ترينِ اهل روى كره بوده و اگر مخترع هم نباشند، بالقطع در زير سايه همّت ايشان به همين درجه كنونى ارتقا جُسته. پس گويد كه عرب تركيب باروت را در اواخر قرن ١٣ ميلادى به طورى بيان كرده اند كه شبيه به تركيب امروزى آن است.
و در بعضى متتبّعين فرنگ نقل كرده كه مخترع اسلحه