قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٩
پيش از حضرت موسى(عليه السلام)بتخانه بوده پس خرابش كرده و به جاى آن كنيسا ساخته پس ويرانش كرده و در مكان آن كليسا بنا كرده پس منهدمش نموده ومبدّل به جامع گردانيدند. صحّت آن را هم اگر سلم نداريم، فساد آن را به زبان نرانيم و در كلام ناسخ[ر.ض]و احمد رفعت[ر.ض] هم اشارتى رفت بر اين كه پيش از اساس اين بناى حاضر، در مكان آن ديرى و يا كليساى محترقى بوده است، و به زعم بعضى در ٢٣٤ يا ٢٢٤ مقدّم هجرى اياصوفيّه را بنا كرده اند.
اياغ; اياق : (چو سياق) قدح و كاسه و پياله شراب خورى.
اَياقچى : به مغولى، آب دار و شراب دار است.
ايالت : (چو رسالت) به عربى، حفظ كردن و سياست نمودن و ناحيّه و بلوكى كه در تحت ولايت يك والى بوده باشد.
ايّام : به عربى، جمعِ يوم، به معنى روز است.
ايّام باحور; ايّام باحورا; ايّام باحوره : كه در جدول توقيعات تقاويم ثبت نمايند، هفت و يا هشت روز است از نوزدهم تموزماه رومى كه در آن آغاز شكستن گرما بوده و يا شدّت گرما باشد چنانچه در بيست باب[ر.ض] از اصحاب لغت نقل كرده و در قطرالمحيط[ر.ض] هم تصريح نموده كه باحور و باحورا شدّت حرارت است در تموز، و امّا معنى اوّل كه آغاز شكستن گرما باشد، شاهدى از كلام اهل لغت ندارد. بلى در قطرالمحيط[ر.ض]گويد: بحران، تغيّرى است كه در امراض حارّه به يك دفعه طارىِ مريض مى باشد و آن روز را «روز بحران» و «روزِ باحورى» گويند. و بنابراين هم اختصاص به شكستن گرما نداشته و هريك از شدّت گرما و شكستن آن را شامل باشد و در بيست باب[ر.ض] از بعضى ديگر نقل كرده كه باحورا لفظى است يونانى به معنى روزگار آزموده و بعضى ديگر گويد كه مأخوذ است از بحران، و بحران به معنى حكم است و ازآن رو كه اصحاب تجربه و ارباب احكام نجوم احوال خزان و زمستان و زراعات و محصولات و هواى باقى سال را از اوضاع اين ايّام استكشاف نمايند، بدين اسم اختصاص يافته]است[.
ايّام بيض : روز سيزدهم وچهاردهم و پانزدهم هر ماه را گويند. بهواسطه آنكه شب هاى اين ايّام ماه تاب بوده و از اوّل تا آخر از روشنايى ماه، سفيد مى گردند، و يا اينكه سياهى اندام حضرت ابوالبشر كه از عصيان معهود، طارى شده بود به جهت روزه اين سه روز مبدّل به سفيدى گرديد و بدين اسم اختصاص يافتند.
ايّام تشريق : روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ماهِ ذى حجّه عربى است بهواسطه آنكه تا مادامى كه آفتاب طلوع نكرده و از مشرق برنيامده، قربانى كشته نمى شود. و يا چنانچه در شرح قاموس[ر.ض]و مجمع البحرين[ر.ض]گفته، بهواسطه خشك كردن گوشت است در اين سه روز، كه تشريق قديد، خشكانيدن گوشت را گويند، و يا به جهت روشن بودن خون قربانى ها و گوشت آنها است در موقع خشكانيدن در آفتاب كه از تابش آن روشن مى باشد.
ايّام عَجُز; ايّام عجوز : پنج روز يا هفت روز است از بيستوششمِ شباط ماهِ رومى كه هوا در اين روزها غالباً خالى از تغييرى نباشد. در روضة الصّفا[ر.ض]گويد: قوم عاد در اين ايّام به دعاى هود(عليه السلام) هلاك شده و پيرزنى از ايشان بر زمين رفته و تا پنج يا هفت روز بر مردگان خود نوحه مى كرد، پس روز ششم يا هشتم بادى صعب در آنجا وزيده و آن پيرزن هم از شدّت باد و سرما به ياران خود ملحق گرديد و ازاين رو همين ايّام و همين سرما به همان پيرزن انتساب يافته و به «ايّام العجوز» و «بَردالعجوز» مشتهر گرديدند، كه عجوز به عربى پيرزن را گويند و ازآن رو كه آخر زمستان است بعضاً واو را هم حذف كرده و «ايّام العَجُز» و «بردالعَجُز» نيز گويند، كه عَجُز به عربى آخر چيز است، چنانچه از ربيع الابرار زمخشرى[ر.ض]نقل شده]است[. و بعضى گويد كه زنى كاهنه پيش از وقت از وقوع سرما خبردادى و قوم او باور نكردندى تا آنكه موافق خبر وى سرماى سختى واقع شده و زراعت ايشان را فانى كرده و به نام وى مشتهر گرديد.