قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٤
اوماج : (ر) غذاى حارّى است كه از دوشاب و ادويّه حارّه و گوشت و سركه و آرد گندم خمير كرده ترتيب داده و «بغرا» نيز گويند. و در تحفه[ر.ض]و مخزن[ر.ض]گويند: اوماج نام تركى جوزابه است كه طعامى از آرد وگندم و سبزى ها ترتيب دهند. و در زبان اهالى ]ما[ پاره هاى خمير سخت است كه به قدر نخودى ساخته و در آش كنند و خود آشِ همچنانى را نيز گويند و رجوع به «بغرا» و «اطريه» هم نمايند.
اومادا : خيار دشتى.(نان)
اومالى : عسل داود[ر.م].(نان)
اومان : (چو چوگان) نام يكى از دهات همدان كه مولد اثيرالدين]شاعر قرن ٧ه:[ است.
اُومْچه : مژگان.
اومنربرغمه.
اومونوس : (ل) پانزدهمِ ملوك كلدانى]در بين النهرين در قرن ٨ تا ٦ق.م[ كه پسر الحَلوس[ر.م]بوده و در ٣٩٥٣ هبوطى، بعد از فوت پدر در بابِل و نينوا]در عراق [جلوس كرده و پيوسته خاطر فريدون]ششمين پادشاه پيشدادى [را : كه در آن اوان پادشاه ايران بوده : به انفاذ تحف و هدايا از خود مسرور كرده و با فروتنى گذرانيده و مانند پدران خود رسم بت پرستى و شيوه ظلم و تعدّى آغازيده و روزبه روز به زشتى هاى خود افزوده و بعد از ٣٠ سال عازم مقرّ خود گرديده و پسرش، كلوس[ر.م]، را وليعهد گردانيد.
اون : (به فتح اوّل و ثانى) آوند[ر.م] و آونگ[ر.م]و(به ضمّ اوّل و سكون ثانى) شهرى است قديم از مصر كه مركز حكومت حضرت يوسف(عليه السلام) بوده و اكنون عين الشّمس گويند، ودر همان جا وفات يافت و به تركى، عدد دَه را گويند.
اون بِرِنج : به تركى، يازدهم است.
اون برنج آىرتاريخ تركى.
اونج : (چو تفنگ) انس و الفت.
اوند : (چولوند) آوند[ر.م]و (چو درنگ) مكر و حيله.
اوندى : (چو لوندى) ظرف شراب.
اونغار : (ل) نهرى است در روسيّه و درياچه اى است در آن.
اونكقوت : (ل) نام قبيله اى است دلير و شجاع و ساكن ختا]ناحيه اى است در شمال و شمال غربى چين[، كه مأمور به حراست سدّ چين بودند.
اونگ : (چو لوند) آونگ[ر.م].
اَوَنگيدن : آويختن.
اونِنْج : به تركى، عدد دهم را گويند.
اونِنْج آى رتاريخ تركى.
اَوَننگ : بر وزن و معنى اوشنگ.
اَونو : شراب.(نان)
اونومالى : شراب عسل.(نان)
اونوميت : به نوشته احمد رفعت عثمانى[ر.ض]، از شعب ارييانيسم ]از فرقه هاى مسيحيت[و از جمله ٧٢ فرقه نصارى كه معجزه و استمداد از ارواح اجلّه را انكار كرده و معتقد مى باشند بر اين كه حضرت روح الله(عليه السلام)مانند ساير انبيا نبوده و روح القدس، تنها در آن حضرت ظهور نموده است.
اونيا : (چو اوليا) زعرور[ر.م].
اونيتر : به نوشته احمد رفعت عثمانى[ر.ض]، نام عمومى پنج فرقه از فرقِ هفتادودوگانه نصارى است كه به شرح اجمالى آنها مى پردازد:
١. اونوميت: كه مذكور افتاد.
٢. ارييانيسم: كه در محلّ خود مذكور]است[ و : چنانچه اشاره نموديم : در ٣٠٠ ميلادى به معرفت ارييوس]كشيش مؤسس فرقه آريانيسم در قرن ٣ و ٤م [انتشار يافته و تا ٦٦٠ميلادى : مطابق ٤٠ هجرى : امتداد داشته، پس از بى ديانتى اهالى از ميان رفته و در ١٥٠١ ميلادى مطابق : ٩٠٧ هجرى : بازهم به معرفت فرانسوهنام، پاپاسِ]كشيش [ونديكى]ونيزى[، به نامِ اونيتر خصوصى تجديد يافته و به فاصله ٧٣ سال بازهم متروك شده و پس از مدّتى بازهم در مرتبه سيّم به نام سوسى ين منتشر، و در انگلتره]انگلستان [و امريكا و ايتاليا و پولونيا و اوستراليا مقبولِ اهالى گرديد. و نوعاً مغفرتِ معاصى و مقدّرات