قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٠٢
انجيدن : (چو رنجيدن) بيرون رفتن و كشيدن و اُستُره زدن و حجامت كردن و به زمين آب دادن و ريزه ريزه بودن ونمودن.
اَنجيده : اسم مفعول و ماضى بعيد از اَنجيدن[ر.م]و به يونانى، گندناى كوهى است.
انجير : (چو زنجير) سوراخ و منفذ، خصوصاً سوراخ مقعد و ناوچه آن و چشمه اى است از توابع يزد و نهرى است در هرات كه اَنجيل نيز گويند و هم ميوه اى است معروف لحمى و شيرين و گوارا كه به عربى «تين» و به فرانسه «فيگ» گفته و به نام برّى و بستانى و كوهى : كه هر يكى نر و ماده و سياه و سفيد بوده و جملتان آنها به دوازده منتهى گردد : به چندين قسم، مقسوم و درخت آن در بزرگى و كوچكى متوسّط و به خلاف درخت هاى ديگر گل نكرده، ثمر بسته و ثمرش به شاخه هايش پيوسته و برگ آن را چون بشكنند، از بيخ آن شير برمى آيد و شاخه هاى آن نيز شيردار بوده و عصيرى]شيره اى [شيرى محرّق از آنها خارج مى شود كه در دفع ميخچه استعمال يابد.
انجيرِ آدم : ميوه اى است شبيه به حنظل در هندوستان.
انجيرِ اسپانيولى; انجيرِ بربرى : عبارت از ميوه درختى است كه به فرانسه «كاكتير» و به لاتينى «كاكتوس اوپونتيا» موسوم و در افريقا خيلى زياد بوده و بهواسطه خارهاى بسيار ديوار باغات و منزل صحرايى خود را از آن قرار مى دهند و در تابستان غذاى عمده ايشان همين ميوه بوده و داراى ماده عامله قندى مى باشد كه مورث يبوست است و ازاين رو در دفع اسهال هم استعمال يابد.
انجيرِ برّى رشلكا انجير.
انجيرِ بغدادى : انجير هندى[ر.م].
انجيرِ دشتى; انجيرِ صحرايى : انجير برّى[ر.م]است.
انجيرِ فرنگى : انجير بربرى[ر.م]و انجير هندى[ر.م].
انجيرِ هندى : ميوه درخت رقعه يمانى.
انجيرِ يمنى : به لغت مصرى ها، انجير هندى[ر.م]است.
اَنجيردَن : سوراخ كردن.
اَنجيره : انجير، اِفراداً وتركيباً.
اَنجيريدن : سوراخ كردن.
انجيل : (چو زنبيل) نهر اَنجير]در هرات[و (چو دلگير) نام كتاب احكام مانى]بنيان گذار آيين مانوى در قرن٣م [است كه در «مانى» مذكور خواهد شد و هم نام كتابى است آسمانى معروف كه به حضرت روح الله(عليه السلام) نازل گرديده ولى همين كتاب انجيلنامى كه اكنون در ميان عيسويان داير و در اطراف عالم منتشر و ساير و به همه زبان ها ترجمه گرديده و به پارسى اَنگليون]گويند[: موافق آنچه در محلّ خود مبرهن است : با اصل انجيل مخالف بوده و به تصريح خود نصارى، همين اناجيل اربعه بعد از رفع حضرت مسيح(عليه السلام) به معرفت متّى يا ماتيئوس و لوقا و مرقس و يوحنّا يا يوانيس نگارش يافته و علاوه بر مخالفت انجيل اصلى، مخالف يكديگر هم مى باشند، بلكه به نوشته احمد رفعت عثمانى[ر.ض]، علاوه بر اناجيل اربعه مذكوره انجيلهاى بسيارى نوشته شده بود كه همه آنها موقوف و متروك و در يكى از آنها موافق آيه شريفه (وَما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ وَلكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ)(نساء، ١٥٧) تصريح شده بر اينكه حضرت مسيح(عليه السلام)در حال حيات خود رفع گرديده و آن كه به دارش كردند، شخصى ديگر بوده شبيه به آن حضرت. و با وجود اينها همين انجيل حاضر هم در مقام احتجاج بر خصم، كافى و فى الجمله اتمام حجّت بر آنها مى توان نمود، زيراكه در همه آنها به شاگردان خود خبر داده و وعده نموده كه فارقليط و روح راستى و تسلّى دهنده بهتر از خود آن حضرت آمده و همه را ارشاد خواهد نمود و از درگاه حق مسئلت مى نمايم كه آن قدر از اجل مهلتم داده و حياتم بخشد كه وظيفه خدمت دينى خود را معمول داشته و رساله اى كافى و وافى در اين موضوع بنگارم. آه آه آه!
انجين : (چو انجير) ريزه ريزه و انجينيدن[ر.م] و امر و فاعل از آن.
اَنجينيدن : اندودن و ريزه ريزه بودن و نمودن.
انچخت : (چو بدبخت) توقّع و طمع.
اَنحَفطينا : گل صدبرگ.(نى)