قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٨٨
تركستان مى باشد.
و مبدأ اقليم هفتم كه صاحب آن قمر و مردمانش مابين سفيدى و سرخ و سفيدى و بر نه رودخانه و چندين كوه بزرگ و پنجاه شهر معتبر و هزار قصبه مشتمل است آنجا باشد كه عرضش ٤٧ درجه و ١٢ دقيقه بوده و اطول ايّامش ١٥ ساعت و ٤٥ دقيقه باشد. و به نوشته شرح چغمينى[ر.م]پاره اى بلاد روس و بلغار و اراضى يأجوج و مأجوج هم داخل همين اقليمند.
بالجمله چنانچه مبدأ اقليم اوّل محلّ خلاف بود، منتهاى اقليم هفتم هم محلّ خلاف بوده و جمهور جايى را كه اطول ايّامش ١٦ ساعت و ١٥ دقيقه بوده و عرضش ٥٥ يا ٥٣ درجه و يا ٥٠ درجه و ٢٠ دقيقه باشد، نهايت آن اقليم دانسته و از آنجا تا آخر عمارت به جهت قلّت آبادانى، داخل اقاليم نگيرند، چنانچه در عمارت جنوبى خطّ استوا و مابين خطّ استوا و مبدأ اقليم اوّل اشاره نموديم. و بعضى از اهل فن كه اوّل اقليم اوّل را از خطّ استوا گرفته بودند، آخر اقليم هفتم را هم منتهاى معموره گرفته اند، چنانچه نوشته اند كه در جايى كه عرض آن ٦٣ درجه است، جزيره اى است مسمّى به تولى كه سكنه آن در هنگام سرما از شدّت آن در حمّامات سكنى كنند و اطول ايّامش ٢٠ ساعت است. و در جاهايى كه ٦٤ درجه يا ٦٤ درجه و نيم عرض دارد، معموره اى است كه اطول ايّامش ٢١ ساعت و اهالى اش قومى از صقالبه]اسلاو [بوده و هيچ چيز نفهمند و در موضعى كه عرضش ٦٦ است، عماراتى است كه سكنه آنها وحوش و اطول ايّامش ٢٣ ساعت بوده و آن آخر عمارت و پس از آن تا قطب كه عرض آن ٩٠ و در ميان اهالى فن به «عرض تسعين» معروف است سراغى از عمارت نداده اند ولى در حق بعضى مواضع نوشته اند كه اهالى آنها خانه هايى از يخ ساخته و در آنها زندگانى نمايند.
اقليما : (چو مَهْ سيما) نام دختر حضرت آدم(عليه السلام) كه با قابيل هم شكم بوده اند.
اقليميا: (ل) اَقليما[ر.م]و به يونانى، چيزى است كه بعد از گداختن فلزّات مثل خلط و دُردى]ته نشين شراب و مايعات[ در ته آنها مانده و يا مانند كف بر روى آنها منجمد گردد.
اقنوم : (چو گلگون و معلوم) كتابى است از يهودان و به رومى يا يونانى، عنصر و اصل و سبب هر چيز و به عقيده نصارى، در عالم كون سه اقنوم است: وجود، علم، حيات و يا اب، ابن، روح القدس. و اقانيم ثلاثه اشاره به همين مدّعا است و بعضى از ايشان گويد كه اقنوم عبارت از ظهورات بارى تعالى و وجود كلّ او است و اب و ابن و روح القدس هم كنايه از مراتب ظهورات است.
اَقومارِثون : رازيانه صحرايى.(نان)
اَقومالى : عسل آب.(نان)
اَقومَرثون : رازيانه صحرايى.(نان)
اَقونِمى : آگونمى[ر.م]، افراداً و تركيباً.(سه)
اُقيانوس : مخفّف اوقيانوس.
آيين بيستوچهارم