قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٨٧
حبشه]اتيوپى [و سبا و صنعا و زبيد]در يمن[ و عدن و اكثر بلاد يمن و پاره اى بلاد جنوبى سند و هند از همين اقليمند.
و مبدأ اقليم دويّم : كه آخر اقليم اوّل و منسوب به مشترى و آبوهوايش نسبت به اقليم اوّل معتدل و مردمانش مابين سياهى و گندم گونى و به هفده يا بيستوهفت كوه بلند و بيستوهفت يا سى نهر بزرگ مشتمل بوده و متضمّن به سيصدوشصت شهر و چندين هزار قصبه مى باشد : آنجا باشد كه عرضش ٢٠ درجه و ٢٧ دقيقه بوده و اطول ايّامش ١٣ ساعت و ١٥ دقيقه باشد و مكّه و مدينه و بعضى بلاد افريقيا و جزيرة العرب و بحرين و طايف و پاره اى بلاد بربر و معظم بلاد هند و سند داخل همين اقليم مى باشند.
و مبدأ اقليم سيّم : كه آخر اقليم دويّم و به مرّيخ منسوب و عموم مردمانش گندم گون و به بيستودو نهر و سىوسه يا سىوشش كوه بلند مشتمل و به سيصدوشصتونه شهر و سه هزار قصبه محتوى است : آنجا باشد كه عرضش ٢٧ درجه و نيم بوده و اطول ايّامش ١٣ ساعت و ٤٥ دقيقه باشد و مصر و دمياط]در مصر [و مدين و بيت المقدّس و عسكر]در خوزستان[ و اهواز و يزد و كرمان و زابل و مولتان]در پاكستان [و خبيص]در كرمان[ و سجستان]سيستان[ و فارس و اصفهان و مداين و بغداد و دمشق و كوفه و واسط]در عراق [و بصره و پاره اى بلاد طنجه]در مراكش[ و بربر و افريقيّه و طرابلس غرب و اسكندريّه هم از جمله بلاد مشهوره همين اقليمند.
و مبدأ اقليم چهارم : كه آخر اقليم سيّم و به آفتاب منسوب و به بيستوپنج كوه بزرگ و بيستودو نهر سترگ و پانصد شهر و چهارهزار قصبه مشتمل بوده و اكثر اراضى ايران هم جزو همين اقليمند : آنجا باشد كه عرض آن ٣٣ درجه و ٣٧ دقيقه بوده و اطول ايّام آن ١٤ ساعت و ١٥ دقيقه باشد. و ازآن رو كه اين اقليم در وسط معموره واقع بوده و نه در حرارت مفرط مانند اقاليم سابقه و نه در برهوت مفرط مثل اقاليم لاحقه است، هوايش معتدل و فرخنده و آبش سازگار و گوارنده و زمينش حاصلخيز و فرح انگيز و مردمانش مابين سفيدى و گندم گونى و نسبت به اهالى ساير اقاليم، احسن و اجمل و در هوش و زكاوت اتم و اكمل مى باشند. و كرخ و قم و اَلَموت و سرخس و نيشابور و جهات شمالى چين و بعضى بلاد ختا]ناحيه اى در شمال و شمال غربى چين[ و ختن]در شمال غربى چين[ و طوس و طرسوس و سبزوار و بسطام و طرابلس شام و ابهر و سلطانيّه و قزوين و ساوه و اورمى]اروميه[ و مراغه و موصل و سامره و نهاوند و انطاكيه]در تركيه[ و آمل و كاشان و بلخ و بدخشان]در افغانستان[ و جرجان]در جنوب شرقى درياى خزر[ و تهران و اسفراين و شهرستان و فارياب و غرجستان]در افغانستان [و استراباد]گرگان[ و دامغان و ديلم]گيلان[ و سمنان و آمد]دياربكر در تركيه[ و آذربايجان و سهرورد و حُلوان]در كرمانشاه[ و تبريز و زنجان و همدان و كرمانشاهان از جمله بلاد مشهوره همين اقليم رابع مى باشند.
و مبدأ اقليم پنجم : كه آخر اقليم چهارم و مربّى آن زهره و بر دويستويازده شهر و دوهزار قصبه و سى كوه بزرگ و سى يا پانزده نهر عظيم مشتمل است : آنجا باشد كه عرضش ٣٨ درجه و ٥٤ دقيقه بوده و اطول ايّامش ١٤ ساعت و ٤٥ دقيقه باشد. و آقسرا]در تركيه [و قيصريّه]در تركيه[ و سيواس]در تركيه[ و ارضروم]در تركيه[ و ديار ارمينيّه و خوارزم]در ازبكستان[ و بخارا]در ازبكستان[ و شيروان]در خراسان[ و نسف]در ازبكستان [و سمرقند ]در ازبكستان[ و خجند]در تاجيكستان[ و فرغانه]در ازبكستان [و اقصاى بلاد ترك هم از بلاد معروفه همين اقليمند و مردمانش عموماً سفيدرنگ مى باشند.
و مبدأ اقليم ششم : كه خداوند آن عطارد و مردمانش سرخ و سفيد و بر يازده يا بيست و دو كوه و سى يا چهل نهر بزرگ و دويست و چهل شهر و هزار قصبه مشتمل است آنجا باشد كه عرضش ٤٣ درجه و ٢٢ دقيقه بوده و اطول ايّامش ١٥ ساعت و ١٥ دقيقه باشد. و اراضى مشهوره اش قسطنطنيّه]استانبول [و بلاد روس و آلمالغ و بيش بالغ]در چين[ و خان بالغ و قراقروم]در مغولستان[ و معظم