قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٦١
مصعب ابن عمير اسلام را قبول كرده و قوم خود را هم به دين حق دعوت نموده و مردم را به بيعت ابى بكر تشويق مى نموده و (چو رَسيد) هم نام چند نفر از اصحاب و تابعين كه اشهر ايشان اسيد ابن ابى ناس بوده و در بدو امر كفّار را به طرف اسلام مى شورانيده، عاقبت در روز فتح مكّه اسلام را قبوليده و در سلك اصحاب، منسلك گرديد و در زبان فرانسه، لفظ اسيد را بر هر جسم مركّبى كه متّصف به صفات ذيل باشد، اطلاق كنند.[١]
و به جهت استطراد]به اقتضاى موقع، مطلبى گفتن[، چندى از اسيدهاى متعارفى را موافق فرموده پزشگى نامه[ر.ض]، ثبت اوراق مى نمايد:
اسيد ارتانتيك : دوايى است نزد اهالى امريك، مشهور و آن را مانند قابضات و ادويه مُبَهّى]افزاينده قوّت باه [استعمال مى نمايند.
اسيد ارسنيك : جسمى است جامد سفيدرنگ بسيار در آب محلول و سمّيّت آن از مرگ موش بيشتر و در كارخانجات چت سازى مستعمل است.
اسيد اَزُتيك : تيزاب و جوهر شوره.
اسيد بوريك: جسمى است جامد و بى رنگ و بى بو و اندك ترش مزه و در كارخانه بلورسازى و در لعاب ظروف بدل چينى معمول است.
اسيد پروسيك : جوهر بادام تلخ كه مايعى است بى رنگ، و بوى آن نزديك به بوى بادام تلخ و طعم آن فى الجمله حادّ و بهواسطه اثر نور فاسد و مبدّل به جسم جامد سياه رنگ گردد و اين جسم قابل اشتعال و به شعله ارغوانى محترق و يكى از سموم قتّاله قويّه مى باشد; حتّى آلوده كردن چشم شتر به يك قطره از آن مهلك و تنفّس بخار آن در چند ثانيه منشأ هلاك انسانى و به تصريح بعضى از فضلاى عصر، تا به حال سمّى مانند آن يافت نشده است.
اسيد سولفوريك : جوهر گوگرد.
اسيد سيانيدريك : اسيد پروسيك[ر.م].
اسيد سيتريك : جوهر ليمو كه بالطّبع در اكثر ميوه جات مانند ليمو و نارنج و گيلاس موجود، ليكن اغلب از آب ليمو اخذ مى نمايند.
اسيد فسفريك : ]يكى از مشتقّات فسفر است. اسيد فسفريك خالص به صورت تبلورات سفيد است كه در ٤٢ درجه حرارت ذوب مى شود ولى اسيد فسفريك افيسينال كدكس محلول آبى اسيد فسفريك خالص است (لغت نامه دهخدا)[.
اسيد فنيك : جسم جامدى است كه از زغال سنگ مأخوذ و در ٢٥ درجه حرارت ذوبان يافته و در ١٨٨ درجه حرارت به جوش آيد و داراى سمّيّتى است كه در دهن تا معده سوزش شديدى احساس شده و غشاى مخاطى لب ها و جوف دهن سفيد وجلد بدن سرد گشته و در جَفن]پلك چشم[ و گوش و لب، رنگ سربى ظاهر و عرق چسبناك از بدن مترشّح و حدقه تنگ و ادرار سياه رنگ و گاهى معدوم و در صورت شدّت علائم به مرگ مى انجامد.
اسيد كلوريدريك : جوهرنمك.
اسيد نيتريك : تيزاب و جوهر شوره.
اسيد هيدروسيانيك : اسيد پروسيك[ر.م].
اسيد هيدروكلوريك : جوهرنمك.
اسيرك : (چو كنيزك) بياره خربزه.
اسيرم آب : اِسپَرم آب و گويا تصحيف شده.
اسيوس : (چو محبوس) شوره و يا سنگى است سست و مايل به زردى كه زبان را مى گزد و ضماد آن با آرد باقلا نقرس را نافع است.(نان)
اسيوط : شهر سُيوط[ر.م].
آيين شانزدهم