قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٣٥
لغت عربى است و به رومى «نشاشيش» و به سريانى «ضروا» و به پارسى «درخسخك» و به فرموده رازى «اريسه» گويند، و ماهيّت آن درختى است بزرگ و شبيه به درخت بلوط و اطراف برگش، نرم و مايل به سرخى و ثمرش در خوشه و بعد از رسيدن، خار و برگ آن سرخ گردد. و منبت آن جبال حجاز و يمن و بلاد هند و صمغ آن در ابتداى ظهور مانند دانه گندم]است[ و كم كم بزرگ و به قدر خربزه شده و از آن، شيرى سياه شبيه به قير دفع گردد، و اَصَح آن است كه درخت آن را «كَمكام» و صمغ آن را به هندى«لُبان» و به پارسى «حَسَن لَبه» و به عربى «حَصى لُبان جاوى» گويند.
اَريش : بر وزن و معنى اريس.
اَريك : دور و بعيد.
اَرييانيسم :(ل) نام يكى از فرق نصارى كه به خالقيّت خداى تعالى و مخلوقيّت عيسى(عليه السلام) و مظهر صفات الله بودن آن حضرت معترف و به اين كه روح القدس جوهرى است ماوراى ايشان، معتقد و به جهت انتساب به ارييوس[ر.م] كه همين عقيده به معرفت وى انتشار يافته بدين اسم مسمّى مى باشند.
اَرييوس : (ل) نام يكى از كشيشان نصارى كه در سيصد ميلادى بعد از تدقيق كتب نصارى، اعلان مذهب جديدى داده و اعتقاد «ارييانيسم» را منتشر گردانيد، و ازآن رو كه با اغراض شخصيّه ساير كشيشان موافق نيامد، او را در ٣٢٥ ميلادى از اسكندريّه]در مصر [كه وطن مألوف او بود به آناطولى]آسياى صغير[ طرد نمودند. عاقبت به حكم قسطنطين]نخستين امپراتور مسيحى روم در قرن ٣ و ٤ م [بازهم به اسكندريّه عودت نموده، بازهم به جهت عدم تحمّل تحقيرات آن مغرضان به استانبول عودت نموده و بعد از قليلى، مسموماً درگذشت.
«پنهان خوريد باده كه تكفير مى كنند».
آيين سيزدهم