قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢١١
محرّمات دينيّه مايل بود. وفات ابودلامه به سال ١٦١هجرت واقع گرديد (ريحانة الادب، ج٧، ص ٩٧)[.
ابودهبل : ]وهب بن زمعه، از مشاهير شعراى قريش مى باشد كه در اواخر خلافت حقّه حضرت على(عليه السلام)نشأت و در زمان معاويه و يزيد شهرت يافت. طراوت اشعارش با صباحت و لطافت اندامش توأم بود. ازاين رو معاشقاتى مابين او و بعضى از مشاهير نسوان عرب واقع شد. وفات او در سال ٦٣هجرت واقع گرديد (ريحانة الادب، ج٧، ص ١٠٣)[.
ابوزيركوس; ابوسكرولى --->تاريخ اسكندرى.
ابوشِهر; ابوشيرربندر بوشهر.
ابوالشيص : ]محمّد بن رزين، مكنّى به ابوجعفر، از اعاظم شعراى عرب اواخر قرن دويّم هجرت مى باشد كه در رديف شعراى نامى طراز اوّل بود. در سال ١٩٦ هجرت درگذشت (ريحانة الادب، ج٧، ص ١٥٦)[.
ابوصخر : ]كثير بن عبدالرّحمان بن ابى جمعة اسود بن عامر بن عويمر خزاعى، از مشاهير شعرا و عشّاق عرب مى باشد كه با عشق و محبّت عزّة، دختر جميل بن حفص، شهرت داشت و اكثر اشعارش درباره همين معشوقه اش بوده. بالجمله كثير اغلب اوقات در مصر و دمشق شام امرار حيات مى نمود و عاقبت به سال ١٠٥هجرت در مدينه منوّره درگذشت (ريحانة الادب، ج٧، ص ١٥٨)[.
ابوطالب : كنيه سنيّه والد ماجد حضرت اميرمؤمنان(عليه السلام) و نام نامى اش، عمران كه بعد از وفات پدرش، حضرت عبدالمطّلب، در محافظت حضرت رسالت مأبى گوشيده و در مدافعه مكايد يهود، جهدى بليغ فرموده و جان خود را سپر نموده و در سه سال مقدّم هجرى وفات يافت.
ابوالعبّاس :]ابوالعباس مروزى از قدماى حكماى خراسان بود. در سال ١٧٠ هجرت كه مأمون به خراسان رفت، ابوالعباس مدحت ملمّعى مخلوط از كلمات فارسى و عربى نظم و در حضور مأمون انشاد كرد و بس پسنده طبع شد. از آن پس فارسى زبانان بدان شيوه رغبت كردند. او در سال ٢٠٠هجرت درگذشت (لغت نامه دهخدا)[.
ابوعبيده : ]عامر بن عبدالله بن جراح بن هلال بن اهيب بن ضبة بن حارث بن فهر، يا عامر بنجراح بن هلال بن ضبة بن حارث بن فهر كه به جهت انتساب به پدر يا جدّش، جراح، به ابوعبيدة بن جراح يا ابوعبيده جراح معروف گشت. او در غزوات اسلامى حاضر ركاب حضرت رسالت(صلى الله عليه وآله وسلم) بود و در بدر پدر خود را كه در لشگر كفّار بوده كشت. در سال ١٨ هجرت در اثناى مسافرت جهاد مابين رمله و بيت المقدّس به مرض طاعون درگذشت (ريحانة الادب، ج٧، ص ١٩٣ )[.
ابوالعتاهيه : ]اسماعيل بن قاسم ياابى القاسم بن سويد بن كيسان از مشاهير شعراى نامى اوايل قرن سوّم هجرت مى باشد كه در سلامت طبع و طلاقت لسان وحيد عصر خود به شمار مى رفت. اغلب اشعارش در زهديّات و مذمّت دنيا و بى بقا بودن آن و تذكّر موت و اخلاق و پندو نصيحت گفته شده. ولادت ابوالعتاهيه به سال ١٣٠ هجرت در بلده عين التمر سمت غربى فرات نزديكى شهر انبار و وفاتش بين سال هاى ٢٠٩ تا ٢١٣ يا ٢٢١ هجرت در بغداد واقع شد (ريحانة الادب، ج٧، ص ١٩٥)[.
ابوالعرب --->سام.
ابوالعلا : كنيه احمد ابن عبدالله كه در فنون ادبيّه خصوصاً در شعر و معانى و بيان، نادره جهان و حافظه اش محيّرالعقول و در تواريخ، مسطور و دو چشمش اعمى و كور و خودش ملحد و دهرى و دهرى مذهب و مناقشات وى در احكام صادره از معادن عصمت، بسيار و تأليفاتش بى شمار و ديوانش بين الادبا معمول، و در ٤٤٩ هجرى درگذشت.
ابوعلىر مقله و ابن سينا.
ابوعمرو : ]زبان بن علاء بن عمار يا عمرو بن عبدالله بن حسن بن حارث بن جلهم بن خزاعى بن مازن بن مالك بن عمرو تميمى مازنى قارى، از اشراف و اعيان عرب و از ائمّه نحو و لغت و قرائت و يكى از قراء سبعه بود. ولادت ابوعمرو به سال ٧٠ در مكّه و وفاتش بين سال هاى ١٥٤ تا ١٥٩ هجرت در كوفه واقع شد (ريحانة الادب، ج٧، ص ٢١٣)[.
ابوفراس : ]حارث بن ابى العلاء سعيد بن حمدان بن