قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٠
آبادى» را به صورت يك كتاب معمولى مى خواند، در حالى كه خواندن «قاموس» بالأخص چاپ هاى سنگى به خاطر نبودن علائم، بسيار مشكل است.
از آنجا كه او بخشى از عمر خود را در تدريس ادبيات مانند «مطول» و «مغنى» و «شرح كافيه» و «شرح شافيه» گذرانده بود، بر اين كتاب ها بسيار تسلط كامل داشت و اين كتاب ها را با شيرينى خاصى تدريس مى نمود.
اين تنها ادبيات عرب نبود كه استاد در آن مهارت خاصى داشت، بلكه در ادبيات فارسى نيز استاد زمان خود بود. او به تنهايى دست به نگارش سه فرهنگ مفصل و متوسط و مختصر دست يازيد، كه سومى آنها به نام «فرهنگ نگارستان» به صورت خطى باقى است، و در مواردى لازم بود كه موضوع با انشاء بليغى نوشته شود، او آفريننده بهترين جمل و عبارات بود و خط زيبا و پخته او آرايش خاصى به ظاهر سخن مى بخشيد.
٩. تلاميذ و شاگردان او
استاد به خاطر علاقه به تدريس، لقب «مدرس» به خود گرفته بود، و اينجانب دوران كهولت او را درك كرده و سپس به خاطر مهاجرت به قم رابطه حضورى وى با او قطع گرديد.
مثلاً استاد در طول اقامت خود در تبريز، گروهى را تربيت كرد كه رأس آنها ناطق بزرگ شيخ محمد خيابانى (١٢٩٧ـ ١٣٣٩) مى باشد، مشاراليه «فرايد» شيخ انصارى را نزد استاد خوانده بود و در مدت اقامت هفت ساله خود در تهران، گروهى در مدرسه سپهسالار قديم از محضرش بهره مى بردند كه از سه نفر نام مى بريم:
١. مرحوم حجّة الاسلام والمسلمين سيّد محمّدرضا علوى تهرانى كه حجره اش در مدرسه سپهسالار قديم در مجاورت حجره استاد قرار داشت و او از محضر مدرّس مستفيض مى گشت.
٢. استاد ارجمند جناب آقاى دكتر مهدى محقّق ـ دام مجده ـ كه مدت مديدى از دانش او بهره گرفته و در سال ١٣٨٠ همايش و بزرگداشتى را به عنوان قدردانى از مقام استاد و حق او بر جامعه و بر خويش برپا نموده است، شكر الله مساعيه.
٣. دانشمند محترم جناب آقاى دكتر احمد مهدوى دامغانى، همراه آقاى دكتر محقّق، از فيض استاد بهره مند بوده است .
ما هر چند به خاطر ناآگاهى نتوانستيم از اسامى شاگردان او نام ببريم، ولى پژوهشگرانى كه از كتاب هاى استاد بهره گرفته و مى گيرند، همگى تلميذ غيابى او بوده و در كنار سفره دانش او مى نشينند. خوشبختانه، قسمتى از كتابهاى استاد، جز مصادر درآمده است.
١٠. ولاء او به خاندان رسالت
او به خاندان رسالت عشق مىورزيد. او در كتاب «ديوان المعصومين» قبل از نقل اشعار هر پيشوايى به بيان مقامات معنوى امام پرداخته و عقيده خود را در قالب بيان ريخته است.
او در آغاز جلد دوم كتاب «ديوان المعصومين» آن را به نام «التحفة المهدوية» منتشر ساخته، چنين مى نويسد:
«لمّا لم يساعد الزّمان على طبع كتابنا الدّرّ الثمين أو (ديوان المعصومين) الحاوي للأشعار المأثورة عن أهل بيت العصمة فحاولت مع اختلال البال واضطراب الأحوال أن