قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٨٥
آغاشتن; آغاشِدَن; آغاشيدن : آغاريدن[ر.م].
آغال : آغل و آغاز و خانه زنبور و آغاليدن[ر.م] و امر و فاعل از آن.
آغال پَشّه : يا سَدَه يا دَردار يا پشّه غال يا پشّه خانه يا پشّه دار يا پشّه دان يا لامِشگَر يا گَنَجَك يا سارَخك دار يا سارَشك دار يا كُزْم يا ناژين يا داروَن يا سفيددارو يا درخت پشّه; كه به عربى «شجرة البَقّ» خوانند، نام درختى است بزرگ كه در دارالمرز ]لقب شهر رشت [و ماوراءالنهر]ناحيه اى در آسياى مركزى [از ديگر بلاد ايران و توران]نواحى ترك نشين شمال شرقى ايران [بيشتر و به مثابه اى بزرگ مى باشد كه به دشوارى در بغل سه چهار كس برآيد. و بر آن درخت چيزى مانند خريطه]كيسه [چرمين به هم رسيده و پر از پشّه مى باشد، و درخت پشّه گفتن و نام عربى مزبور هم از اين راه است كه در جوف[اندرون] ثمر آن، پشّه متكوّن مى گردد و در ايّام بهار در آن خريطه، آبى به هم رسيده و در تيرماه منجمد گردد مانند صمغى، كه آن را به عوض صمغ در سياهى كنند و آن را رنگين و شفّاف سازد.
آغالِش : اسم مصدر از آغاليدن[ر.م].
آغاليدن : آغازيدن.
آغر : (چو ساغر) رودخانه خشكى كه بعد از گذشتن سيلاب در هرجاى آن آب اندكى مانده باشد.
آغَرده : جامه نازك و يا جامه پاره پاره.
آغَرَه : يا آگَرَه يا اَكبَرَه; ايالتى است در هندوستان از مستملكات انگلتره]انگلستان[ كه به جهت تأسيس يافتن آن از طرف جلال الدين اكبرشاه هندى]پادشاه تيمورى هند در قرن ١٠ و ١١ه:[ به اكبره موسوم و پس از استيلاى مغول به آگره مسمّى و بعد از انتقال به انگليس به آغره اختصاص يافت.
آغرى رروان.
آغريبوز : به نوشته احمد رفعت عثمانى[ر.ض]، نام جزيره بزرگ و درازى است در جنوب شرقى درياى مالياقوس از يونانستان شرقى و هم شهرى است حاكم نشين و محصول دار و لطيف هوا از همان جزيره كه داراى ٣٨ هزار نفوس مى باشد و همين جزيره در زبان يونانيان به جزيره اوپه موسوم]است[ و در ٨٧٥ هجرى به دولت علّيه ]حكومت عثمانى[ منتقل و در ١٢٤٥]هجرى[ به اداره دولت يونان ملحق گرديد.
آغستن : (چو پابستن) سپوختن[ر.م].
آغِستوس : به نوشته احمد رفعت عثمانى[ر.ض]، رومائيهاى]رومى ها[ قديم مارت ماه را اوّل سال اعتبار كرده و ماه ششمين آن را كه آغستوس ماه باشد «آكستيلس» كه به معنى ششم است ناميده و روزهاى آن را سى روز اعتبار كردندى; پس ازآن رو كه آوغوست يا آوگوست يا آغوست يا آگوست يا آوگوست يا آغستوس يا آگستوس يا آغسطوس يا آگسطوس، قيصر روم كه اوّلين قياصره بوده و بَطالسه مصر]٣٠٩:٣٠ق.م [به دست او منقرض گرديده و حضرت روح الله(عليه السلام)هم در زمان او به وجود آمده بوده در اين ماه به چندين امر بزرگ موفّق گرديد، مقرّر داشت كه يك روز هم به عدد ايّام اين ماه افزوده و جمله را ٣١ اعتبار كرده و خودش را به جهت انتساب به نام او «آوغوستس» يا «آوگوستس» ناميدند; پس متدرّجاً تحريف كرده و «آغستوس» گفتند. و هم در «آب» گويد كه نام عبرانى و سُريانى ماه آغستوس است، لكن اگر ابتداى سال را از اوّل تِشرينِ اوّل]برابر اكتبر [حساب نماييم چنانچه عادت عبرانى ها و سريانى ها است آغستوس، ماه يازدهم سال بوده و اگر موافق حساب تاريخ شمسى فرنگى ابتداى سال را از كانون ثانى]برابر ژانويه [منظور داريم، آغستوس ماه هشتم سال بوده و اگر اوّل سال را موافق حساب رومانى هاى]رومى ها[ قديم مارت ماه بگيريم چنانچه در اوّل ترجمه مذكور گرديد ماه ششم مى باشد. و بالجمله اوّل ماه آوگوست در اين زمان تقريباً مطابق ٢٢ اسد]برابر مرداد [مى باشد.
آغِسطوس رآغستوس.
آغُش : (چو ناخن) آغوش.
آغُشتَن : آغوشتن[ر.م]و آغاريدن[ر.م].
آغل : (چو ناخن) آغول[ر.م]و(چو عاقل)جايى كه در كوه و صحرا به جهت خوابيدن گاو و گوسپند و امثال آنها