قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٦٩
آتشينْ اژدها : هريك از سبعه سيّاره.
آتشينْ دَواج : شفق و شراب و آفتاب.
آتشينْ صدف; آتشينْ صَلِب; آتشينْ صَليب : آفتاب و شفق صبح.
آتشينْ لباس : لباس سرخ و مردم سرخ پوش.
آتشينْ مار : آه گرم و آتش افراز[ر.م]و زبانه آتش.
آتشينْ هفت اژدها : سبعه سيّاره.
آتل : (چو قاتل) يا آتيل; رودخانه بسيار بزرگى است كه پهنايش يك فرسخ و ابتدايش روس و بلغار و انتهايش بحر خزر مى باشد و از جبال اورال برخاسته و پس از اسقاى اراضى بسيار از سمت شمال حاجى ترخان]در جنوب غربى روسيه [بدان دريا مى ريزد و طول آن ٣٥٠٠ كيلومتر و قديماً به را موسوم و در اين زمان وولغا]ولگا[يش مى نامند، و در زمستان چنان يخ بندد كه تا چهارماه محلّ تردّد ايلات مى باشد و ايل روس و بلغار بر روى آن قشلاق كنند. و در تاريخ بحيره[ر.ض]گويد: چون نهر آتيل از ظلمات برآيد، آبش اندك باشد و هزارويك نهر داخل آن شود تا به بحر خزر ريزد و آتيل همين معنى دارد; يعنى «هزارويك آب» در لغت تركان آن حدود. پس از غرايب الاسرار[ر.ض]نقل كند كه ابتداى نهر آتيل از جبال روس و بلغار است و ٧٦ شعبه از اين نهر جدا گردد كه مدار معيشت چند شهر بر آنها بوده و مع ذلك نقصانى در آب آن پديد نيايد.
آتلانتيك(Atlantique)ر بحر محيط اطلاسى.
آتمُسفِر (atmosphere) : در بعضى كتب هيئت جديده گويد كه در اصل «آتومس اسفر» بوده و براى اختصار «آتمُسفِر» يا «آتومسفر» گويند و از دو لفظ يونانى تركيب يافته و به معنى «بخار مدوّر» است كه حالا به «هواى محيط» استعمال مى كنند و هرجا اين لفظ نوشته شده، منظور از آن هواى محيط كره ما است. و در بعضى از كتب فيزيكى گويد: آتمُسفر هوايى است كه سطح زمين را تا ٢٠٠ كيلومتر (تقريباً سى فرسخ) احاطه نموده و زندگانى ما منوط به آن است و بدون آن زندگانى محال است. و در باب آن طرف آتمسفر بعضى گفته كه فضايى خالى است و بعضى ديگر موافق فرموده فلاسفه قديم، خلأ را محال دانسته و در اين قرون اخيره هم مكشوف داشته اند كه از زمين تا دويست كيلومتر اتمسفر(هواى مستنشقه) است و بالاتر از آن هواهاى لطيفه ديگر است كه «هواى اِطِرى»يا «سيّاله اِطِريّه» گويند و ابر و مِه و برف و باران و تگرگ و شبنم و باد هم كه هريكى در محل خود مذكور است از نتايج همين آتمسفر مى باشند.
آتورا : نام باستانى نينوا] شهرى باستانى در عراق[.
آتومس اسفر; آتومسفرر آتمسفر.
آتون : بچه دان و زن معلّمه دختران كه ايشان را خواندن و نوشتن و علم و صنعت و نقشه دوزى بياموزاند.
آتيل --->آتل.
آتين : موجودشده و حاصل گرديده و به هم رسيده.(ند)
آثور : به نوشته احمد رفعت عثمانى[ر.ض]، در بحر محيط اطلاسى ١٠ جزيره كوچكى است كه به جزائر آثور معروف و همه آنها به ٢٦٥٠٠٠ مشتمل و در تحت اداره دولت پورتكيز ]پرتغال[ بوده و مركز اداره آنها شهر آنقره از بلاد جزيره تِرسيرا كه يكى از آنها است مى باشد و هم نام پسر چهارم سام ابن نوح بوده كه با قبيله خود در حوالى بغداد توطّن كرده، عاقبت در ٢٦٤٠ يا ٢٩١٤ مقدّم ميلادى در سواحل سمت بالايين دجله سكنى كرده و در قُرب موصل شهر بابِل]در عراق [را بنا نهاده و اوّلين دولت آثورى را تشكيل داده و به حكومت مستقلّه آغازيدند و رجوع به ترجمه لغت هم شود.
آثوريا : نام اراضى وسيعه اى است كه شرقاً به كردستان و غرباً به الجزيره]بين النهرين[ و جنوباً به اراضى بابِل]در بين النهرين [و شمالاً به دياربكر]در تركيه[ محدود و محاط بوده و در سمت جنوبى آنها اولاد سام]فرزند بزرگ نوح(عليه السلام) [سكنى داشته اند، تا در ١٣٠٠ مقدّم ميلادى بلوسنام[ر.م] ايشان را از آن اراضى دست خالى و اولين دولت آثور را كه مذكور افتاد تجديد نموده و در ٧٨٨ مقدّم ميلادى بلذريس، والى بابِل، بناى طغيان گذاشته و در جهات شرق و جنوب دولت دويّمين آثور را تشكيل داده و ارپاكسس، حاكم مديا]ماد[، عصيان ورزيده و حكومت