قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٤٩
روش علاوه بر اين كه موجب اختصار است، بسا هست كه طالبين يك لغت را باعث خبرت بر لغات سايره غير آن هم مى باشد.
٤) از شرح اعراب لغات و كلمات كه به جهت وزن آن ها در برهان و غيره متعرّض شده، صرف نظر كرده و در بيان اوزان به مقايسه به لفظى ديگر كه وزنش مشهور بوده و از غايت شهرت حاجت به بيان نداشته و اصلا محلّ اشتباه نبود، اكتفا نموديم و در خود كلمات همچنانى از مقايسه هم صرف نظر نموده و به مشهوريّت وزن اكتفا كرده و تنها با «ر» مشهوربودن وزن را مبيّن داشتيم مثلا «سمندر» از كثرت شهرت محتاج به بيان وزن نيست، منتهاش آن كه اعتماد بر وزن مشهورى آن را هم با علامت «ر» بيان كرديم و در بيان وزن «فرنجك» هم به جهت رعايت اختصار از ذكر اعراب حروف آن كه يك سطر كتابى را اشغال مى كند، قطع نظر كرده و به همين كلمه «چو سمندر» اكتفا نموديم و هكذا در لغات ديگر و بدين هم قناعت نكرده و به جهت كثرت توضيح، اوزان كلمات مشهوره همچنانى را هم كه حركات حروف به واسطه مقايسه آن ها بيان شده، در دستور ششم مابعدى مصرّحاً بنگاشتيم و ايضاً بعد از بيان وزن لغتى، به هر طريق كه روا باشد، مادامى كه در كلمات و لغات مابعدى همان وزن عيناً باقى بوده و يا به معاونت آن، آن ها را هم مى توان خواند، اصلا به بيان وزن يا تلويحاً يا تصريحاً متعرّض نشديم مثلا در مادّه «روا» همين كه وزن آن بيان شد، لفظ «روات» هم كه بعد از آن است، به معاونت آن خوانده مى شود زيرا كه تا حرف سيّم، همان وزن باشد كه در «روا» مذكور شده و حرف چهارم هم كه آخرش است، ساكن خواهد شد و پس از آن كه وزن «روات» هم مكشوف گرديد مادامى كه در لغات مابعدى همان وزن باقى است، به بيان وزن تعرّض نخواهد شد، اشاره بر اين كه به همان وزن «روات» هستند، اين است كه در رواج و رواد و روار و رواز و رواس به هيچوجه تعرّض به ذكر وزن نشده تا آن كه در كلمه «رواق» كه موازن «روات» نبود، باز هم با مقايسه به «چنار» و «شمار» به بيان وزن آن پرداختيم و در پاره اى كلمات ثنائى و ثلاثى هم كه خودخوان بوده و رسم الخطّ آن مغنى از بيان وزنش بود همچو با و باد و داد و مانند آن ها اصلا از وزن آن ها نامى نبرديم.
دستور ششم: در تعيين و ضبط اعراب و حركات مشهوره معروفة الوزن كه اوزان لغات مضبوطه در اين كتاب با مقايسه به آن ها بيان شده و تنها اعراب آن ها را شرح داده و از سكون آن ها را مسكوت گذاشته و وزن كلمات خودخوان را مانند داد، باد و مانند آن ها اصلا متعرّض نشديم.