قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٣
دانشوران ناصرى» دانست كه متأسفانه ناقص ماند و مجموعاً ٩ جلد، از حرف الف تا شاه نعمت الله ولى، پيش رفت. پس از آن «لغت نامه دهخدا» را به اعتبار احتواى آن بر مجموعه اى از تراجم احوال، معرفى شهرها، قضاياى تاريخى و مفاهيم اساسى علوم، بايد نوعى دانشنامه تلقى كرد.
١١) «دايرة المعارف فارسى»، كه به سرپرستى مرحوم دكتر غلامحسين مصاحب، در سال ١٣٣٥ش آغاز به كار كرد، نخستين و جدى ترين الگوى دايرة المعارف نويسى نوين در ايران است كه اساس آن يك دايرة المعارف انگليسى، از انتشارات دانشگاه كلمبيا، با عنوان كلمبيا وايكينگ است. «دايرة المعارف فارسى» يك مجموعه سه جلدى است كه مجلد سوم آن، پس از انقلاب اسلامى و در پى وقفه اى نزديك به بيست سال منتشر شد. عمده مقالات اين دايرة المعارف ترجمه است (درباره آنر مقاله «دايرة المعارف فارسى» در «دانشنامه جهان اسلام»، ج١٧).
مجموعه دوجلدى «ايرانشهر» نيز با پشتيبانى كميسيون ملى يونسكو در سال ١٣٤٢ـ ١٣٤٣ به چاپ رسيد كه اختصاص به تاريخ و فرهنگ ايران دارد. «دانشنامه ايران و اسلام» نيز طرحى بود براى ترجمه «دايرة المعارف اسلام» كه در ليدن هلند چاپ مى شد; اين طرح در سال هاى منتهى به انقلاب اسلامى شروع شد و پس از انتشار چند جزوه از آن متوقف ماند.
بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، بويژه از آغاز دهه ٦٠ به اين سو، تحولى شگرف در امر دايرة المعارف نويسى روى داد به طورى كه هم اكنون بيش از ١٠٠ عنوان دايرة المعارف عمومى و تخصصى در حوزه هاى مختلف علوم و معارف اسلامى و جهانى و غير آن در دست طبع است. آخرين كار در اين زمينه را مى توان «دانشنامه عمومى دانش گستر» دانست كه مهم ترين ويژگى آن، چاپ يكجاى هجده جلدى، از حرف الف تا ى، است.[١]
١٢) «قاموس المعارف» نوشته استاد بزرگوار محقق عالى قدر ميرزا محمدعلى مدرس خيابانى تبريزى(١٢٩٦ـ ١٣٧٣هـ) است. وى در سخت ترين دوران كه هر نوع نگارش كتاب با مشكلات زيادى روبه رو بود، توانست دايرة المعارفى را تحت عنوان «قاموس المعارف» بنگارد كه تقديم خوانندگان مى شود.
١٣) «الفهرست» ابن نديم كه مشتمل است بر فهرست كتاب هاى موجود جميع ملل به زبان و خط عرب و شرح حال مصنّفين آنها و به سال ٣٧٧ تأليف شده است .
١٤) «شفا» اثر أبوعلى سينا، كه در فلسفه، منطق و الهيات در سال ٤١٤ تأليف شده است.
اكنون كه با پيشينه دانشنامه نگارى به زبان فارسى آشنا شديم، شايسته است با زندگانى يكى از نويسندگان دايرة المعارف به زبان فارسى آشنا گرديم. نويسنده اين دانشنامه محقق و متتبع عالى مقامى است كه يك تنه به نگارش اين دانشنامه دست يازيده و در مدت هفده سال به تأليف آن پرداخته است و اثر گرانسنگى از خود به يادگار نهاده است و در آن به شرح لغات چهلوپنج هزار واژه پرداخته است كه هم اكنون به زيور طبع آراسته مى گردد.
خود مؤلف شرح حال خودش را در كتاب «ريحانه الأدب» و همچنين در كتاب «ديوان المعصومين» نوشته، اما به خاطر اين كه حمل بر خودستايى نشود به فشرده گويى بسنده شده است.
از آنجا كه حضرت والد خود ساليانى خوشه چين خرمن علمى وى در تبريز بوده است و با زندگانى او آشنايى كاملى دارد، مقاله اى پيرامون شخصيت وى نوشته است كه در اينجا مى آوريم و مى تواند نيم رخى روشن از حيات علمى و جهاد شبانه روزى آن مرد در سنگر دانش نشان دهد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ١. اين يادداشت، به طور عمده از مقاله «دانشنامه نگارى» نوشته دكتر قنبرعلى رودگر برگرفته شده است. اصل مقاله متعلق به «دانشنامه جهان اسلام» است و در جلد هفدهم منتشر خواهد شد.