قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١١١
١٩) «گه» كه مخفّف «گاه» است.
٢٠) «لاخ»: آتش لاخ، اهرمن لاخ، ديولاخ، رودلاخ، سنگلاخ، هندولاخ.
در آن اهرمن لاخ نرم و درشت *** ز ماهى شكم ديدم از ماه پشت
٢١) «لان»: همچو نمك لان.
٢٢) «مان»: خانمان و دودمان و ساختمان.
٢٣) «نا»: پهنا و تنگنا كه در اصل، «پهن نا» بوده.
٢٤) «وند»: همچو آوند كه در اصل «آبوند» بوده و دور نيست كه «وند» از ادوات نسبت بوده و ظرفيّت به قرينه مقام، مفهوم گردد; و هم چنين اكثر ادوات مذكوره قابل مناقشه مى باشند و مقام مقتضى تدقيق نيست.
نمايش نهم، ادوات تنبيه كه به واسطه آن ها متكلّم مخاطب را به كلام خود بياگاهاند كه تا به درستى شنيده و غفلت ننمايد و آنچه به نظر رسيده، شش حرف است كه مرتّباً مى نگارد:
١) «تا»:
تا چه خواهى خريدن اى مغرور *** روز درماندگى به سيم دغل
٢) «ها»:
كعبه چه كنى با حجرالأسود و زمزم *** ها عارض و زلف و خط تركان ختائى
٣) «هان»:
پيران، سخن به تجربه گفتند گويمت *** هان اى پسر كه پير شوى پند گوش كن
٤) «هلا»:
هلا زود بشتاب كامد سپاه *** ز ايران و بر ما گرفتند راه
٥) «هى»:
دل خونين ز بغل در ره يارم افتاد *** هى بگيريد كه مينا ز كنارم افتاد
٦) «هين»:
هين مخوان لاحول عمران زاده ام *** من ز لاحول اين طرف افتاد]ه ا[م
نمايش دهم، ادوات و حروف تكرار و تأكيد و تعديه كه شش حرف است:
١) «باز»:
باز آمد آن مغنّى با چنگ سازكرده *** دروازه بلا را با خلق باز كرده
٢) «تا» كه به معنى هرگز و زنهار است:
ز صاحب غرض تا سخن نشنوى *** كه گر كار بندى پشيمان شوى
٣) «زنهار» به معنى هرگز: «زنهار كسى را نكنى عيب كه عيب است».