روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٨ - ترجمه
عبده ،تنها نان خورد و عطا ندهد و بنده را بزند.ابو عبيده گفت:كنود قليل الخير باشد من قولهم:أرض كنود إذا كانت [١]لا تنبت شيئا[١٧٠-پ]ابو زيد الطّائيّ گفت:غير انّا آمنّا بدهر كنود فضيل عياض گفت:كنود آن باشد كه به يك مصيبت همه نعمتها فراموش كند.ابو بكر ورّاق گفت:آن باشد كه نعمت از خود بيند،نه از خداى.محمّد بن على التّرمذي گفت:آن باشد كه نعمت شناسد و منعم را نشناسد.واسطى گفت:آن باشد كه نعمت خداى [٢]بر معصيت او صرف كند.سام بن عبد اللّه [٣]گفت:آن باشد كه طاعت براى عوض كند.ذو النّون گفت:
كنود،هلوع باشد و هلوع در قرآن مفسّر است بقوله: إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً، وَ إِذٰا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً [٤].گفتند آن باشد كه:اندك را كفران كند و بسيار را شكر نكند.
ديگرى گفت:آن باشد كه سر او بر بالين نعمت باشد و دلش در ميدان غفلت.و جمع كنود،كند [٥]باشد،قال الأعشى:
احدث لها تحدث لوصلك انّها
كند لوصل الزّائر المعتاد
وَ إِنَّهُ عَلىٰ ذٰلِكَ لَشَهِيدٌ
،بيشتر مفسّران گفتند:خداى تعالى بر كفران اين كافر نعمت گواست.ابن كيسان گفت:ضمير راجع است هم با كنود،يعنى او بر خود گواست.
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ،أى لحبّ المال،مراد به«خير»مال است،يعنى او مال سخت دوست مىدارد،بيانه قوله: إِنْ تَرَكَ خَيْراً [٦]،أى مالا.گفتند معنى آيت آن است كه:او بخيل است،و عرب بخيل را«شديد»خوانند،و ما نيز بخيل
[١] .اساس،آج:كان،با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها+را.
[٣] .كا،آد،گا:بسّام بن عبد اللّه.
[٤] .سورۀ معارج(٧٠)آيۀ ٢٠ و ٢١.
[٥] .جمع«كنود»در معاجم لغوى نيامده،و«كند»وصف است براى مفرد مؤنّث،بيت نيز شاهد براى جمع نيست،بل شاهدى است براى مفرد مؤنّث.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٠.