روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٧ - ترجمه
است أى وقت الصّبح،و منه المثل:اشرق ثبير كيما نغير.
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً ،برانگيزند به آن جايگاه[١٧٠-ر]گرد.نصب او [١]بر مفعول به است،و«به»كنايت است عن غير مذكور.ابو حيوه [٢]در شاذّ خواند:«فأثرن» به تشديد و باقى قرّاء به تخفيف [٣]. و قتاده خواند:«فوسطن»به تشديد«سين»و باقى قرّاء به تخفيف،و اين هم شاذّ است،يعنى به اين جايگاه در ميان جمع مىشوند اين اسپان يا [٤]اين شتران-و قرظىّ گفت:مراد به جمع،جمع منا [٥]است، يعنى در ميان اين جايگاه مىشوند در منا [٦].
إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ،اين جواب قسم است كه قسم براى اوست.سوگند خورد به اين چيزها كه آدمى كنود است خداى خود را.عبد اللّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ربيع گفتند:يعنى كفور است نعمتهاى خداى را،يقال:كند النّعمة إذا كفرها.كلبى گفت:اين لغت لغت كنده و حضرموت و معدّ است،و نيز لغت ربيعه و مضر و قضاعه است.سماك خرشه [٧]گفت:قبيله كنده را براى اين كنده خواندند كه كفران نعمت پدر كردند.ابن سيرين گفت:آن باشد كه خداى را ملامت كند.حسن گفت:آن باشد كه مصائب بشمرد و نعمت فراموش كند،و شاعرى اين معنى [٨]به نظم آرد [٩]في قوله:
يا ايّها الظّالم في فعله
و الظّلم مردود على من ظلم
الى متى انت و حتّى متى
تشكو المصيبات و تنسى النّعم
ابو امامه گفت كه رسول-عليه السّلام-گفت:دانى تا كنود چه باشد؟گفتم خداى و رسولش عالمتر [١٠]:گفت:آن باشد كه
يأكل وحده و يمنع رفده و يضرب
[١] .كا،آد،گا:نصب نقعا.
[٢] .كا:ابو حياه.
[٣] .كا،آد،گا+فوسطن به جمعا.
[٤] .آج:ما،كا:با.
[٦] [٥] .آر،گا:منى.
[٧] .آج و ديگر نسخه بدلها:سماك بن خرثه.
[٨] .گا+را.
[٩] .آج و ديگر نسخه بدلها:آورد.
[١٠] .آج:عالمترند.